22/04/2022
غم دل به کس نگويم که بگفت رنگ رويم
تو به صورتم نگه کن که سرايرم بدانی
عجبت نيايد از من، سخنان سوزناکم
عجب است اگر نسوزم چو بر آتشم نشانی
نه خلاف عهد کردم که حديث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در ميان جانی
دل عارفان ببردند و قرار پارسايان
همه شاهدان به صورت، تو به صورت و معانی
اگرت به هر که دنيا بدهند، حيف باشد
اگرت به هر چه عقبا بخرند، رايگانی
تو نظير من ببينی و بديل من بگيری
عوض تو، من نيابم که به هيچ کس نمانی
نه عجب، کمال حسنت که به صد زبان بگويم
که هنوز پيش ذکرت، خجلم ز بی زبانی
مزن ای عدو به تيرم که بدين قدر نميرم
خبرش بگو که جانم بدهم، به مژدگانی
مده ای رفيق، پندم که به کار در نبندم
تو ميان ما ندانی که چه میرود نهانی
#سعدی