Bahar Sohrabeigi

Bahar Sohrabeigi Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Bahar Sohrabeigi, Art, سعادت آ باد, Tehran.

.یاد بچگی افتادم و اون وقتها که هر شب برق می رفت. دخترخاله هام میومدن خونه ما، با هم می رفتیم تو استخر شنا می کردیم و کل...
25/04/2025

.
یاد بچگی افتادم و اون وقتها که هر شب برق می رفت. دخترخاله هام میومدن خونه ما، با هم می رفتیم تو استخر شنا می کردیم و کلی بازی می کردیم. غروب هوا که تاریک می شد برقها می رفت. هوا هم گرم بود و بابا تازه از سر کار بر می گشت. یه زیر انداز پهن می کردیم تو بهارخواب جلوی خونه و ما فسقلی ها که هنوز از شنا و آب بازی خیس بودیم دور هم می نشستیم همونجا.
یادمه یه ماهیتابه بزرگ داشتیم که بابا توش نیمرو درست می کردم برامون و ما هم مثل جوجه ها جمع می شدیم دورش و عصرونه می خوردیم. بعد هم برای اینکه رعب شب و تاریکی و حیاط پر از درخت به دلمون نیفته کنار شعمهای روشن می نشستیم مثل اعضای قبیله و بابا برامون قصه می گفت یا خاطره تعریف می کرد.
ما هم می خندیدیم و اصلا یادمون می رفت شب شده، تاریکه، برق نیست و ...
حتی بی برقی هم برامون خاطره قشنگ می شد وقتی دور هم بودیم. وقتی دلمون خوش بود. وقتی هنوز دلهای کوچولومون دغدغه های بزرگ نداشت و همه ترسش مشق نیمه تموم فردا بود.
#فردا #شب #شمع

.همه چیز در یک لحظه اتفاق می افتد. اصلن تمام هستی همان یک لحظه است. تضادی عمیق که تقلای میان بودن و نبودن است. همان لحظه...
20/04/2025

.
همه چیز در یک لحظه اتفاق می افتد. اصلن تمام هستی همان یک لحظه است. تضادی عمیق که تقلای میان بودن و نبودن است. همان لحظه ای که تصمیم میگیری به جای حبس کردن نفس جیغ بنفشی بکشی، آغاز تناقضات توست.
شیها و روزها، ترس و شجاعت، عشق و نفرت، بریدن و دل دادن، رفتن و آمدن، سکوت و فریاد و هزاران هزار تضاد دیگری که برای انتخاب هرکدام یکبار مردن و زنده شدن را به چشم می بینی.
و عجیب است. عجیب است که درست همان یک لحظه رخ می دهد آن چیزی که نباید...
همان یک لحظه است که زیبا، زشت می شود...
بهار.س
۳۱ فروردین ۲۵۸۴
تهران

.یبار دیگه اردیبهشت داره میاد. فصل عاشقی. فصل عطر شکوفه ها و پیچیدن صدای خنده ها توی پیچ و تاب کوچه های قدیمی شهر.به درک...
16/04/2025

.
یبار دیگه اردیبهشت داره میاد. فصل عاشقی. فصل عطر شکوفه ها و پیچیدن صدای خنده ها توی پیچ و تاب کوچه های قدیمی شهر.
به درک که چشم ندارن ببینن امروز تلخی اخم پیشونیشون برات مهم نبوده. بذار بترکن از فکر اینکه نتونستن با دوز و کلک یه امروز دلتو خون کنن چون جای بد قلقیهاشونو هوای تازه بهار پر کرده و سرت الان مست و ملنگ عطر گل و چمنه!
مگه چندتا اردیبهشت دیگه داریم رفیق؟
که از شدت قشنگی گل لاله و شکوفه گیلاس چشممون تاب نیاره و بغضمون بترکه و خنده و گریه مون از ذوق قاطی بشه؟!
که اونم حروم دل سیاه اونایی کنیم که نمی دونن وقتی اردیبهشت میاد گوش عاشق حساسه.‌ صدای پای مورچه ها و پر پروانه ها رو هم می شنوه. لبش با شبنم تر میشه. دلش با صدای گنجیشک اول صبح هری میریزه پایین و بوسه می خواد...
آخ که بوسه می خواد ...
اخ که اردیبهشت شد...
#اردیبهشت #عاشقی #بهار #لاله #شکوفه

.توی حال و هوای این فصل هر لحظه دلم حال و هواشو می کنه. توی گوشم صداشو می شنوم، هر جا رو نگاه می کنم صورتشو می بینم. عاش...
13/04/2025

.
توی حال و هوای این فصل هر لحظه دلم حال و هواشو می کنه. توی گوشم صداشو می شنوم، هر جا رو نگاه می کنم صورتشو می بینم. عاشق فصل بهار بود. هر سال این موقع دلش پر می کشید که از خونه بزنه بیرون و توی طبیعت بگرده.
حالا کجاست؟
چکار می کنه؟
اصلاً منو می بینه؟
بعد از یه عمر ناباوری، باور کنم که روح هست؟!
دل تنگشم!
اونقدر زیاد که وقتی اسمشو بی هوا می شنوم نفسم بند میاد. کاش فقط یه راه داشتم که می تونستم چشمهای قشنگشو ببینم و بگم مامی این روزها همه زندگیم مثل فیلم از جلوی چشمم میگذره...
مامی بیا بغلم کن!
دستهامو بگیر!
کجایی؟!
دوستت دارم ...
#بهار #مامان #دلتنگی

.جاده، سیاهی شب،و من در ابتدای هیاهوی رفتناین سکوت پر صدای شب است که می خواندمهمهمه بال زدن بی خستگی شبپره که خیال سنگین...
12/04/2025

.
جاده، سیاهی شب،
و من در ابتدای هیاهوی رفتن
این سکوت پر صدای شب است که می خواندم
همهمه بال زدن بی خستگی شبپره
که خیال سنگینی چمدان را از سر مسافر شب می پراند
بی وزنی نسیم سر شب که خنک می کند آشفتگی فکر را
و جاده، و هیجان جاده
که در شب هیچ مقصدی ندارد...
بهار.س
۲۳/فروردین/۲۵۸۴
تهران
#شب #جاده #سکوت #سفر #فکر

.معمولاً سعی می کنم از لحظه های زندگیم نهایت لذت رو ببرم چون به شدت معتقدم این یک بار فرصت زیستن اونقدر کوتاهه که دیگه و...
09/04/2025

.
معمولاً سعی می کنم از لحظه های زندگیم نهایت لذت رو ببرم چون به شدت معتقدم این یک بار فرصت زیستن اونقدر کوتاهه که دیگه وقت ندارم فکر کنم الان کجای جغرافیای کره خاکی ام، یا سر گذشتم چی بوده و سرنوشتم قراره چی بشه! فقط همین الان از بودنم باید لذت ببرم. اما...
همیشه پشت اما خیلی حرف هست. لذت بردن معنیش این نیست که فقط بخندم. لذت بردن یعنی زندگی رو زندگی کنم. یعنی سر وقتش شادی کنم، به موقع گریه کنم به وقتش عصبانی بشم و خیلی زود خشم رو تخلیه کنم که چیزی توی دلم نمونه. درست همون طور که زندگی کردن معنی پیدا می کنه. اما ...
یه نگاه می کنم به حال و روز الانمون...
گم شدیم تو بلاتکلیفی
عجیبه!
زندگی کردن عجیبه!
#عجیب

.نام اثر: آخرین تلاشآکریلیک روی بومگاهی تنها نقطه تلاقی بودن و حضور، هنر است. درست همان لحظه که در گیجی و ابهام رنج فرو ...
01/04/2025

.
نام اثر: آخرین تلاش
آکریلیک روی بوم
گاهی تنها نقطه تلاقی بودن و حضور، هنر است. درست همان لحظه که در گیجی و ابهام رنج فرو می روی دستش را دراز می کند و ناگهان در آغوشی امن، آنچه نمی توانی به زبان بیاوری هق هق می کنی.
این درست همان کاری است که فلسفه با تو می کند و البته شعر و دو چندان سکوت...
۱۲.۱.۲۵۸۴
تهران
#هنر #آرامش #فلسفه #فکر

.خیلی سعی می کنم استراحت کنم ولی انگار استراحت کردن، خوابیدن نیست! وگرنه این چند روز تعطیلات کم نخوابیدم. اما هنوز آثار ...
31/03/2025

.
خیلی سعی می کنم استراحت کنم ولی انگار استراحت کردن، خوابیدن نیست! وگرنه این چند روز تعطیلات کم نخوابیدم. اما هنوز آثار خستگی از تنم بیرون نرفته. کم کم دارم به این نتیجه می رسم که شاید استراحت خلوت کردن با خودمه و دنیای خودم، مثل گربه سیاه توی کتاب فروشی که اجازه نمی داد آدمها بهش دست بزنن و اگر نازش می کردی، می رفت پشت گلدونها قایم می شد.
اصلن این اخلاق گربه هاست که فقط وقتی خودشون بخوان میان بیرون و توی جمع می چرخن.
بیشتر اوقات از یه جا یواشکی بیرون رو تماشا می کنن و اگر هم بیان بیرون دوست ندارن کسی کاری به کارشون داشته باشه.
اخیراً، جاهای شلوغ بیشتر اذیتم می کنه. حرف زدن با آدمها، بخصوص وقتی اختلاف نظر داریم بیشتر اذیتم می کنه و بیشتر مجابم می کنه که تاییدشون کنم تا حرف کوتاه بشه.
اگر پای گفتگویی هم وسط باشه دلم می خواد موضوع مشخصی داشته باشه که هر دو طرف راجع به اون بدونیم یا حداقل یکی بیشتر بدونه و اون یکی بلد باشه خوب گوش بده.
عجیب خسته ام، طوری که انگار احتیاج دارم یه تعطیلات دیگه این دفعه فقط با بهار تنها باشم. تحمل حجم زندگی رو ندارم.
هجوم بی محابای روزها و شبها و هفته ها و ماه ها با تمام ترسهایی که از ندونستن سراغ آدم میاد.
استرسهای طول روز و شب بی خوابی و فکر و فکر و فکر...
کاش روز آخر تعطیلات نقطه سر خط داشت.
#تعطیلات
#روزها #شب #فکر #خسته

.مهمونهای قشنگم امروز خدافظی کردن. از همون لحظه اول یه جوری جاشون خالیه که انگار من دارم اون سر دنیا تو غربت زندگی می کن...
28/03/2025

.
مهمونهای قشنگم امروز خدافظی کردن. از همون لحظه اول یه جوری جاشون خالیه که انگار من دارم اون سر دنیا تو غربت زندگی می کنم.
لایف استیل خفنی داشتیم سه تایی تو این تعطیلات 🤣 شب تا صبح فیلم و تخته و بیداری روزها خواب و یک ساعت پیاده روی و یه وعده غذا 😬
تنبلی رو بغل کردیم و حال کردیم 🤣
دلم براتون تنگ شده یه دنیا
تازه یادم رفت بگم هی هم سه تا مون غر میزدیم یا به هم دیگه یا سر دنیا 🤣🤣🤣
خلاصه که عاشقتونم قشنگا ❤️❤️
مردی برای تمام فصول
#مهمون #مهمونی #بابا #عشق❤️

.یکی می گفت رفاقت خیلی چیز خوبیهگفتم نمی دونی از نوع پدر و دختریش چه حالی میده !گفتن و خندیدن ها، دوتایی سیگار چاق کردن ...
25/03/2025

.
یکی می گفت رفاقت خیلی چیز خوبیه
گفتم نمی دونی از نوع پدر و دختریش چه حالی میده !
گفتن و خندیدن ها،
دوتایی سیگار چاق کردن ها،
با هم پارتی رفتن ها و مست کردن ها 🤣
سر به سر هم گذاشتن ها،
به هم غر زدن ها،
واسه هم ضعف کردن ها...
نون به هم قرض دادن ها،
تو دعواها پشت هم در اومدن ها 😬🤣🤣
اصلاً حاجی، لول این رفاقت صد هیچ بالاتره 😍😍
بمون برام رفیق
بذار سایه رفاقتت حالا حالاها رو سرم باشه مشتی
نوروز ۲۵۸۴ شاهنشاهی
#بابا ♥️
#رفیق #مشتی #پایه

.توی حیاط دنبال هم می دوییدیم و بازی می کردیم. بوی عطر گل می پیچید توی اتاقها. مامان ها و بابا ها گرم تعریف و بگو و بخند...
21/03/2025

.
توی حیاط دنبال هم می دوییدیم و بازی می کردیم. بوی عطر گل می پیچید توی اتاقها. مامان ها و بابا ها گرم تعریف و بگو و بخند. صدای باید لابهلای درختها.
شب های بلند زمستون و دور هم نشستنها، برف بازی اول صبح جمعه و صدای خنده ما که تا آسمون ها می رسید.
مشقهای ننوشته و بساط خاله بازی و فکر قصه های شب که بابا موقع خواب برامون تعریف می کرد.
مهمونی ها و لباسهای شب رنگارنگ و رقصیدن ها و میز شام مفصل با غذاهای دستپخت خاله ...
از جوونی مامان و باباهامون تا بچگی و نو جوونی و جوونی خودمون خاطره مونده به در و دیوار این خونه.
وقتی میای جاهای خالی رو می بینی و سکوت صداهایی که دیگه نیستن رو می شنوی، دلت میریزه.
یه صدایی ته سرت می پیچه که میگه « داری پیر میشی، همه چیز داره خاطره میشه، حواست هست؟!»
#کودکی #خاطره

.نوروز ۲۵۸۴ شاهنشاهی پیروز و آزاد باد.🥂🍻🎉🎉🎉 #نوروز
20/03/2025

.
نوروز ۲۵۸۴ شاهنشاهی پیروز و آزاد باد.
🥂🍻🎉🎉🎉
#نوروز

Address

سعادت آ باد
Tehran

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Bahar Sohrabeigi posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share

Category