12/02/2026
سلام جواد
سلام رفیق قدیمی
خیلی خواستم برات پست نذارم…
خواستم باور نکنم که دیگه نیستی،
که این فقط یه فاصله کوتاهه،
یه سکوت چندروزه،
و هنوز قراره یه روز بیخبر زنگ بزنی و با همون صدای آشنا بگی
«کجایی رفیق؟»
مثل روز تولدت که گفتی دوباره همه بچهها رو دور هم جمع میکنی!
اینجوری قرار بود همهمون رو دور هم جمع کنی؟؟؟؟
آخ جواد.... آخ از رفتنت...
بیست سال رفاقت ....
و خاطرههایی که حالا هرکدومشون
مثل چراغی کمنور
گوشههای دلم رو روشن نگه میدارن.
باور کن هنوز هم وقتی بهت فکر میکنم
زمان یه لحظه میایسته.
انگار یه تکه از گذشتهم،
یه بخش از جوانیم،
با تو نفس میکشید
و حالا جاش خالیه…
خالی، اما پر از ردِ حضورت.
چهل روز گذشت…
چهل روز جواد...
چهل روز که نبودنت رو شمردیم و رفتن مظلومانت رو حسرت کشیدیم.
امروز به رسم ادب و رفاقت رفتم تو مراسمت
رفتم که شریک غم مادر و خواهرت باشم
مادرت با بغض گفت: «از جواد راضی باش» و من همون جا مردم...
به قول رضا این رسمش نبود رفیق
این رسمش نبود...
جواد…
رفیق سالهای دور و نزدیک،
ممنون برای همه لحظههایی که ساختی،
برای خندههایی که هنوز توی گوشمه،
برای حضوری که حتی حالا
در نبودنت هم حس میشه.
امروز، در چهلمین روز رفتنت،
نه برای خداحافظی
که برای گفتن این مینویسم
که رفاقت ما
از زمان جلوتر بود و از نبودن هم عبور میکنه.
میخوام تا ابد با خندههای قشنگت به خاطر بیارمت جواد…
رفیق سالهای دور و نزدیک،
ممنون برای همه لحظههایی که ساختی،
برای خندههایی که هنوز توی گوشمه،
برای حضوری که حتی حالا
در نبودنت هم حس میشه.
جای تو همیشه
همینجا
توی دل رفیقات
محفوظ میمونه.ir
#جوادـگنجی