02/06/2014
کسب تحصیلات معماری
اخیراً یکی از دوستان برای ما نوشته:
«من، سینا دانشجوی معماری، الان متقاضی برای کارشناسی ارشد هستم. خوب می دونید که در ایران اسکیس در کنکور بسیار اهمیت داره. به نظر شما واقعاً برای یک معماری نیاز هست؟ شرط خیلی مهمی هست؟ اگه جواب شما مثبت هست، امثال منی که عاشق معماری هستیم اما دستمون ضعیفه چکار کنیم؟
من نمی خوام مهندس معماری باشم، می خوام معمار باشم. به نظرم بین این دوتا فرق هست. من می خوام هنر معماری داشته باشم.
فکر نمیکنم جواب منو بدین. عین شرکت ها و معمارانی که تو ایرانند و نمی خوان فرصتی به یک نفر بدن؛ چه برسه به آدم کم تجربهای که کاری نداره. غیرممکنه، اما امیدوارم جواب بدین.
خداحافظ »
کامران دیبا لازم میداند که برای چارهجویی این معضل، توضیحاتی را به دوستان ارایه دهد:
« ساختمان سازی و فعالیتهای (بی شمار) وابسته به آن، بعد از صنعت نفت، مهمترین ستون اقتصادی در سطح کشور به شمار می رود؛ که جز مواردی معدود، به استعداد در نقاشی یا تفکر خلاقه برای ایجاد شاهکاری هنری، نیاز ندارد! لذا به نظر میرسد بهتر باشد که سیستم آموزشی ما به جای کوشش در خلق و تربیت ستارههای نادر معماری، درصدد آموزش معماران و افراد تحصیلکرده در بخشهای مختلف این اقتصاد باشد. در این زمینه، به چند مورد که نیاز به «دست قوی» یا «طراحی ابتدایی» ندارد، اشاره می کنم:
- اگر بساز و بفروش ها با علم و سلیقه معماران آشنا باشند و خوب و بد یا مناسب و نامناسب را از هم تمیز دهند، زشتی ها و ناهمواری های معماری ملی تا حد زیادی تعدیل پیدا خواهد کرد. اگر مسوولین فروش و معاملات ملکی و افراد شاغل در آنها را در نظر بگیریم، هیچ کدام احتیاج به «دست قوی در طراحی » ندارند.
- تمام بخشهای دولتی و شهرداری ها که کنترل محیط کالبدی را در دست دارند، باید مجهز به سواد و دانش معماری باشند.
- مدیریت ساخت و کنترل هزینه و ارزیابی و تعیین بها، همه و همه محتاج دانش معماری است.
- بخش آموزشی باید باسواد و مجهز به دانش عمومی باشد. مسوولین و هدایت کنندگان دانشجویان صرفاً نباید طراحان زبردست باشند، بلکه برعکس بهتر است که فارغ از تمایلات و سلایق فردی بوده و بیشتر دانشجویان را هدایت کنند تا کنترل.
- تاریخ نویسان معماری و ناشرین و منتقدین جراید و حتا مصرف کننده که با سرمایهگذاری یا خرید یک واحد مسکونی و یا آپارتمان در این بخش بزرگ سهیم است. این عده اگر به معلومات معماری مجهز باشند، معضلات را کنترل و کیفیت محیط زیست را تضمین خواهند کرد.
ولی ماشین بزرگ یا کارخانه بزرگ تربیت معماری، درصدد تربیت انگشت شماری از معماران طراح، یا نوابغ معماری است! اگر در عصر طراحی با کامپیوتر کسی استعداد نقاشی نداشته باشد و برایش جایی در این سیستم تعلیماتی یا آموزشی نباشد، سؤال برانگیز است.
پیشنهاد اینجانب تجدید نظر در دوره های آموزش معماری و تنظیم آن با واقعیتهای تربیت متخصص در بخش بزرگ صنعت ساختمان است.
حرفه معماری استعدادهای گوناگونی را دربرمی گیرد و گذشته از استعداد نقاشی، در درجه اول هوش، ذکاوت، اطلاعات عمومی، روشن بینی و عشق به زندگی مطرح است. چرا دانشگاهها دروسی را به صورت مستمع آزاد در اختیار علاقمندان نمی گذارند؟ تحصیل علم فقط برای اخذ مدرک نمی باشد.