29/09/2026
این عنوان کنفرانس علمیای بود که در تاریخ ۱۳ سپتامبر سال جاری میلادی (۲۰۲۶)، به پاس جایگاه هنری، شخصیت و خدمات ارزشمند استاد حیدرزاده، در چارچوب «سلسله گفتوگوهای هنرمندان و کنفرانسهای علمی» و بهعنوان آخرین کنفرانس این سلسله برگزار شد.
میزبان: مرکز هنرهای معاصر افغانستان در تبعید
گرداننده: اجمل تورمان
مهمان: دکتور عبدالغفور لیوال
شیوه برگزاری: آنلاین
دکتور عبدالغفور لیوال تحصیلات خود را تا مقطع ماستری در بخش زبان و ادبیات پشتو، در دانشکده ادبیات پوهنتون کابل، به پایان رسانده است. همچنان، او از دانشکده ژورنالیزم پوهنتون مریلند ایالات متحده امریکا نیز یک مدرک ماستری دریافت کرده است. آقای لیوال در عرصه زبان و ادبیات فارسی ـ دری نیز از دانشکده زبانها و ادبیات پوهنتون علامه طباطبایی ایران، درجه علمی دکتورا به دست آورده است.
او نویسنده، شاعر، ژورنالیست و پژوهشگر بوده است.
در این سمینار درباره ادبیات کودک و تخیل، مطالب زیر مطرح شد:
انسانها با کمک تخیل خود تلاش میکردند برای هر پدیده طبیعی، یک خالق، آفریننده یا نیروی خاصی را تصور کنند. از همینرو، اندیشه دوران اسطورهای شکل گرفت. در دوران اسطورهای، انسان چیزهایی را که نمیتوانست توضیح دهد، از طریق تخیل توضیح میکرد. بعدها، هنگامی که انسان برای پدیدههای طبیعی و محسوس، پاسخهای علمی و منطقی پیدا کرد، دوران علمی آغاز شد. اما در دوران اسطورهای، تخیل بسیار نیرومند بود؛ زیرا محدودیتها و سانسور منطقی کمتر وجود داشت.
کودک نیز دقیقاً به همین گونه، آشنایی خود را با طبیعت، محیط، انسانهای دیگر و حیوانات از حیرت و شگفتی آغاز میکند و سپس نوعی تخیل اسطورهای را تجربه میکند، پرسشهایی مطرح میسازد و با یافتن پاسخ پرسشهایش، به مرحلهای از تفکر میرسد که در آن درک و شناخت خود را کاملتر میکند و تجربههایش را به حافظه میسپارد.
امروزه کتابها تنها به شکل چاپی عرضه نمیشوند، بلکه به صورت الکترونیکی و دیجیتالی نیز ارائه میشوند. تصاویر متحرک، ویدیوها و دیگر رسانههای دیجیتالی به بخشی از جهان کودکان تبدیل شدهاند. در تولید محتوای ادبی و هنری برای کودک، باید تخیل، زبان، تصویر، رنگ، موسیقی، حرکت، فرهنگ، محیط و سن کودک همزمان در نظر گرفته شوند.
ادبیات از این طریق میتواند در کنار افزایش دانش کودک درباره طبیعت، تخیل او را نیز گسترش دهد. کودک میبیند که مار، آهو، روباه، شیر یا حیوان دیگری است؛ اما در داستان، برای آن ویژگیهایی مانند سخن گفتن، حرکت کردن و برقراری ارتباط با شخصیتهای دیگر نیز تصور میکند.
در چنین محتواهایی، رنگ، تناسب و سرعت حرکت اهمیت دارند. سرعت حرکت و تغییر تصاویر میتواند بر تخیل و ذوق زیباییشناختی کودک تأثیر بگذارد.
در ادبیات کودکان، اگر حیوانات سخن بگویند، درختان حرف بزنند یا حالتهای غیرواقعی دیگری به وجود بیاید، کودک آن را به آسانی میپذیرد؛ زیرا حوزه تخیل کودک هنوز به اندازه بزرگسالان توسط محدودیتهای منطقی بسته نشده است.
در ترانهها و موسیقی مربوط به کودکان نیز تکرار اهمیت زیادی دارد. کلمات تکرارشونده، آهنگ، وزن، قافیه و ساختارهای ساده صوتی، زمینه یادگیری و بهخاطر سپردن را برای کودک فراهم میکنند.
در نوشتهها، تصاویر و هنرهای حرکتی مربوط به کودکان نیز استفاده از نمادها باید متناسب با سن و سطح درک آنان باشد. نمادهایی که بیش از حد قراردادی و پیچیده باشند، ممکن است برای کودک به آسانی قابل درک نباشند.
در نقاشی، تناسب اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر پدری در یک تصویر بهعنوان شخصیتی قدرتمند و بزرگ نمایش داده میشود، شکل و اندازه او باید با مفهوم موضوع متناسب باشد. در عین حال، توانایی دیدن و درک کردن کودک نیز باید در نظر گرفته شود.
در هنر و ادبیات، خیال یکی از عناصر مهم است. تعریف ساده خیال این است که خیال، تصویر یا تصور ذهنی پدیدههای غیرواقعی است. در تخیل، ذهن بر اساس اطلاعات موجود، تصاویر و تصورهای تازهای ایجاد میکند. هرگاه تخیل رشد کند، انسان میتواند فکر و تصور خود را از طریق وسایل و شیوههای گوناگون به دیگران منتقل کند.
حیوانات، پرندگان، درختان و دیگر موجودات میتوانند در داستانها سخن بگویند. این موضوع در آثار ادبی قدیمی نیز دیده میشود؛ مانند «کلیله و دمنه» که از طریق حیوانات، موضوعات گوناگون فکری و اخلاقی را بیان میکند.
برای مثال، کودک میتواند درباره ماه تصوری داشته باشد که با تفکر منطقی بزرگسالان مطابقت نداشته باشد. ممکن است کودک تصور کند که ماه چیزی است که میتواند با آن صحبت کند، یا تصور کند که چگونه میتواند به ماه برسد.
موضوع تصویر و نماد نیز اهمیت دارد. برخی تصاویر نماد یک موضوع تاریخی یا فرهنگی هستند. برای نمونه، مجسمههای بامیان برای افغانستان دارای ارزش مهم تاریخی و فرهنگیاند و از نمادهای مهم تاریخ افغانستان به شمار میروند.
در ادبیات کودک، تخیل، خیال و بیان هنری اهمیت بسیار زیادی دارند. خیال و تخیل برای بسیاری از علوم نیز ضروری دانسته میشوند. در روانشناسی و فلسفه درباره این مفاهیم بحث شده است. میان حواس انسان، فیزیولوژی و ذهن نیز ارتباط وجود دارد و اطلاعات از طریق حواس دریافت میشوند.
در ادبیات کودک، فرهنگ عامه و فولکلور نیز اهمیت فراوان دارد. ترانههای عامیانه، لالاییهای مادران، داستانها و دیگر مواد ادبی شفاهی با محیط فرهنگی کودک ارتباط دارند.
ویژگیهای تخیل کودک، گستردگی آن، آزادی و بیسانسوری و رنگارنگی آن باید در نظر گرفته شود؛ زیرا کودک درباره جهان خود متفاوت از بزرگسالان فکر میکند. درک سن، تجربه، فرهنگ و محیط کودک برای تولید آثار ادبی و هنریای که کودک بتواند آنها را درک کند، از آنها لذت ببرد و از آنها بیاموزد، اهمیت دارد.
تخیل کودک بسیار گسترده است و در تفکر مستقیم و غیرمستقیم او جایگاه ویژهای دارد. در ذهن کودک چیزهایی ممکن است که برای یک انسان بزرگسال ناممکن به نظر میرسند.
چشمها، دهان، چهره و دیگر اعضای بدن کودک نباید به گونهای ترسیم شوند که برای او غیرطبیعی و گیجکننده باشند. رنگها، شکلها و تناسبها باید با سطح درک کودک هماهنگ باشند.
در تولید هر نوع اثر هنری، ادبی و فرهنگی برای کودک باید تخیل او در نظر گرفته شود. نقاشی، شعر، داستان، تیاتر، عکس، ویدیو و صدا، همگی میتوانند بر تخیل کودک تأثیر بگذارند.
در داستانهای کودکان، شیر، بچه شیر و دیگر حیوانات نیز برای ایجاد و پرورش تخیل به کار گرفته میشوند. کودک میتواند میان این حیوانات، دوستی، سفر و رویدادهای گوناگون را تصور کند.
در ترانهها، سرودها و داستانهای کودکان، موضوع طبیعت و حیوانات بسیار مورد استفاده قرار میگیرد. کودک از سالهای نخست زندگی با نام درخت، مار، پرنده، شیر و دیگر حیوانات آشنا میشود و برای هرکدام از آنها در ذهن خود تصورهای خاصی ایجاد میکند.
در کتابهای کودکان، تنها متن مهم نیست؛ تصویر و نقاشی نیز اهمیت زیادی دارند. تصویری که برای کودک ساخته میشود باید با سن و توانایی ذهنی او متناسب باشد.
متخصصان ادبیات کودک میگویند که برای کودک چیزی به نام «ناممکن» وجود ندارد. برای مثال، متنهای ادبیای که در آنها حیوانات سخن میگویند، ارتباط مستقیمی با جهان تخیلی کودک دارند.
میان متن، تصویر و حرکت باید ارتباط مناسب وجود داشته باشد. اگر داستان یا شعری ارائه میشود، تصاویری که همراه آن استفاده میشوند باید با مفهوم متن، رنگ، شکل و حرکت آن هماهنگ باشند.
کودک از طریق یک ترانه میتواند یک حیوان را بشناسد، نام آن را به یاد بسپارد و برای آن یک تصویر ذهنی ایجاد کند. اگر در یک ترانه واژههایی مانند درخت، مار و تار تکرار شوند، کودک نخست آنها را میشناسد و سپس در ذهن خود آنها را تصور میکند.
رنگها، شکلها و صداها نیز در تخیل کودک جایگاه ویژهای دارند. کودک از طریق تکرار میتواند کلمات، صداها و تصاویر را با یکدیگر پیوند دهد.
ترانههای فولکلوری، سرودها و داستانها در ایجاد ارتباط کودک با طبیعت و محیط اطرافش نقش ویژهای دارند. ترکیب طبیعت، حیوانات و احساسات انسانی، جهانی را برای کودک میسازد که هم عناصر واقعی دارد و هم عناصر تخیلی.
مواد فولکلوری با موضوعاتی مانند طبیعت، حیوانات، خانواده و زندگی روزمره نیز ارتباط دارند. چنین محتوایی برای کودک از این جهت مهم است که او را با محیط و فرهنگ خودش پیوند میدهد.
هنگامی که برای کودکان افغانستان محتوای ادبی یا دیجیتالی تولید میشود، باید محیط افغانستان در نظر گرفته شود. جغرافیا، روستاها، کوهها، لباسها، مردم و دیگر ویژگیهای فرهنگی افغانستان باید در صورت نیاز در محتوا بازتاب داده شوند.
هنگامی که یک تصویر تاریخی یا فرهنگی برای کودک ارائه میشود، تصویر باید به اندازهای روشن و قوی باشد که کودک بتواند آن را درک کند. رنگ، شکل و ساختار تصویر باید با مفهوم موضوع هماهنگ باشد.
وقتی یک کلمه یا صدا چند بار تکرار شود، کودک آن را آسانتر به خاطر میسپارد. آهنگ، تکرار و ملودی ترانهها برای کودک اهمیت ویژهای دارند.
اگر به دورههای نخستین زندگی انسان نگاه کنیم، زمانی که انسان با بخشهای بزرگ و ناشناخته طبیعت مانند آسمان، ستارگان، طوفان، رعد و برق، دریا و کوهها روبهرو میشد، نسبت به این پدیدهها دچار شگفتی میگردید.
اگر یک کودک افغان در کتاب یا رسانه دیجیتالی محیطی را ببیند که با زندگی خودش شباهت داشته باشد، درک آن اثر برایش آسانتر میشود.
لالاییها و ترانههای کودکان از دوران خردسالی در ذهن کودک جای میگیرند. تکرار، آهنگ و واژههای ساده ترانهها زمینه یادگیری زبان و موسیقی را برای کودک فراهم میکنند.
تخیل کودک نباید تنها از دیدگاه ادبیات مورد توجه قرار گیرد. هر نوع اثر خلاقانهای که برای کودک تولید میشود باید نیروی تخیل او را در نظر بگیرد؛ خواه نقاشی باشد، شعر، داستان، تیاتر، موسیقی، ویدیو یا هر اثر هنری و فرهنگی دیگر.
متن، شعر، تصویر یا ویدیویی که برای کودک تولید میشود باید با زبان، فرهنگ، محیط و تجربههای روزمره زندگی او ارتباط داشته باشد. هنگام ساخت تصویر برای کودک باید توجه شود که آیا تصویر مفهوم را به صورت مستقیم ارائه میکند یا از یک نماد قراردادی استفاده میکند. این تفاوت از دیدگاه کودک و نحوه دیدن او اهمیت دارد.
مار در جهان واقعی حیوانی خطرناک است، اما در یک ترانه یا داستان تخیلی میتواند به یک شخصیت ادبی و خیالی تبدیل شود.
کودک از طریق تجربه و تخیل خود جهانی را میسازد که در آن رنگها، شکلها، موجودات و رویدادها بسیار گستردهاند. چیزهایی که از نظر منطقی برای یک انسان بزرگسال ناممکن هستند، در تخیل کودک ممکناند.
موسیقی و ترانه باید با سن کودک و سطح درک او متناسب باشد. در ترانههای کودکان، واژههای ساده، تکرار، آهنگ و صداهای موزون زمینه مشارکت و یادگیری کودک را فراهم میکنند.
های_کودکان
»
#کنفرانسهای_علمی