30/08/2026
یک سؤال که شاید خیلیها دوست نداشته باشند بشنوند:
اگر خداوند زن و مرد را عادلانه آفریده، چرا زن باید اینهمه درد را به تنهایی تجربه کند؟
دردهای ماهانه، بارداری، زایمان، خونریزی، ضعف جسمی، بیخوابیهای شبانه برای فرزند، فشار روانی و مسئولیتهای سنگین مادری…
مرد میتواند پدر شود، بدون اینکه حتی یک روز از درد بارداری و زایمان را تجربه کند؛ اما زن برای مادر شدن باید ماهها درد و تغییرات جسمی و روانی را تحمل کند.
بعد هم به او میگوییم:
«این طبیعت زن است؛ صبر کن، تحمل کن، مادر بودن همین است!»
اما آیا «طبیعی بودن» یک درد، به معنای «عادلانه بودن» آن است؟
و اگر این تفاوتها را حکمت خداوند میدانیم، پس چرا در جامعهای که زن سهم بیشتری از رنج جسمی را تحمل میکند، گاهی همان زن باید سهم بیشتری از محدودیت، محرومیت و توقعات اجتماعی را هم تحمل کند؟
شاید سؤال واقعی این نباشد که:
«چرا خدا زن را اینگونه آفرید؟»
بلکه باید بپرسیم:
«ما انسانها با این تفاوت طبیعی چه کردهایم؟ آیا آن را با محبت و عدالت جبران کردهایم، یا از آن ابزاری برای تحمیل رنج بیشتر بر زن ساختهایم؟»
من جواب قطعی ندارم.
اما فکر میکنم اگر پرسیدن سؤال درباره عدالت خدا گناه باشد، پس چگونه میتوانیم ادعا کنیم که واقعاً عدالت را فهمیدهایم؟
گاهی ایمان، از سؤال کردن نمیترسد؛ از جوابهای آماده میترسد.