18/12/2022
خورد که بودم وقتی برایم چتری میخریدن دیگه باران نمیشد، وقتی برایم بوت نو میخریدن دیگه مهمانی نمیرفتیم، وقتی نوشته هایم را مینوشتم معلم نوشته هایم را نمیدید وقتی نمینوشتم معلم نوشته هارا میدید و آن روز من کارخانگیخودرا نمی کردم
این روزها هم تا وقتیکه حالم خوب است دور و برم آدما زیاد است اما وقتی به دوستایم نیاز داشته باشم دوستایم غیب میشن و دیگه نیستن!
میفهمی چی میگم؟
HaMidi