30/05/2023
ادبیات فارسی
استخراج وزن شعر
اکنون که میدانیم وزن شعر چیست و علم عروض به چه چیزی میپردازد، میرویم سراغ اصل مطلب که همان آموزش وزن شعر فارسی است. در ادامه، سه گام ساده را بیان میکنیم که با طی آنها میتوانید وزن شعر را استخراج کنید. در گام نخست، باید شعر را صحیح بخوانیم، سپس در گام دوم آن را با در نظر گرفتن نکاتی تقطیع هجایی کنیم و در گام سوم ارکان و افاعیل عروضیاش را بنویسیم و به وزن شعر برسیم. در ادامه، با این گامها و اصطلاحات آنها آشنا میشویم.
گام نخست:
صحیح خواندن شعر
گام نخست و اساسی در پیدا کردن وزن شعر خواندن آن به شکل صحیح و فصیح است. این توانایی به مرور زمان و با تمرین و تکرار در شما شکل خواهد گرفت. شنیدن خوانش شعر شعرای بزرگ توسط اساتید ادبیات و کسانی که در زمینه شعر تخصص دارند، میتواند بسیار کارساز باشد و شما را از ارتکاب و تکرار خطا محفوظ بدارد. برای مثال، سعی کنید غزل زیر را بخوانید، سپس با شنیدن خوانش سیدعلی موسوی گرمارودی، شاعر و حافظپژوه معاصر، خطاهای احتمالیتان را بیابید و تصحیح کنید.
رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل
لطیفههای عجب زیر دام و دانه توست
دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرح یاقوت در خزانه توست
به تن مقصرم از دولت ملازمتت
ولی خلاصه جان خاک آستانه توست
من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی
در خزانه به مهر تو و نشانه توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که توسنی چو فلک رام تازیانه توست
چه جای من که بلغزد سپهر شعبدهباز
از این حیل که در انبانه بهانه توست
سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد
که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست
گام دوم:
تقطیع هجایی
همانطور که در ابتدا گفتیم، وزن شعر مربوط به آن چیزی است که تلفظ میکنیم و به گوشمان آهنگین به نظر میرسد. در زبان فارسی، مانند اغلب زبانهای دنیا، نگارش و تلفظ یکسان نیست. بنابراین، برای شناخت وزن شعر فارسی باید سراغ واحدهای آوایی زبان برویم. این واحدهای آوایی همان هجاهایی است که در دوران مدرسه انجام میدادیم و به آن «بخش کردن» میگفتیم. دست چپ و راستمان را بالا و پایین میکردیم و مثلاً چنین میگفتیم: «آ سِ مان آ بی اَست».
«هجا» یا «بخش» یا «سیلاب» کوچکترین واحد تشکیلدهنده گفتار است که با هر ضربه هوای ریه ادا میشود و شامل صامِت (همخوان) و مُصَوِّت (واکه) است. هجاها میتوانند آهنگ یک زبان، قواعد شعری، الگوهای تأکید و… آن را دگرگون سازند.
بیت زیر را در نظر بگیرید. میخواهیم آن را هجابندی یا تقطیع هجایی کنیم (همان بخش کردن دوران مدرسه).
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
ابتدا چند بار آن را مرور میکنیم تا به شکل صحیح خوانش با توجه به معنی برسیم. این بیت را به صورتی که با زبان میخوانیم، مینویسیم. همان خط عروضی که گفتیم:
دَران نَفَس کِ بِمیرَم دَرارِزویِ تُ باشَم
بِدانُ مید دَهَم جان کِ خاکِ کویِ تُ باشَم
خط عروضی با جدا کردن هجاها یا همان تقطیع هجایی به صورت زیر است:
دَ ران نَ فَس کِ بِ می رَم دَ را رِ زو یِ تُ با شم
بِ دا نُ مید دَ هَم جان کِ خا کِ کو یِ تُ با شَم
اگر به هجاهای بیت بالا دقت کنید، میبینید که بعضی از آنها سه حرف، برخی دو حرف و برخی دیگر یک حرف دارند. در سادهترین تقسیمبندی، هجاهای یکحرفی را «هجای کوتاه» و هجاهای دوحرفی را «هجای بلند» مینامیم. هجای کوتاه را با علامت U و هجای بلند را با — نشان میدهیم. البته یک هجای دیگر به نام «هجای کشیده» نیز داریم. در عمل، آنچه از هجای کشیده حس میکنیم، معادل یک هجای بلند و یک هجای کوتاه است و به همین دلیل آن را با — U نمایش میدهیم.
البته دقت کنید که هجای کشیده دقیقاً معادل یک هجای بلند و کوتاه نیست و به دلیل اختلاف اندکی که با آن دارد، گوش هر دو را یکی میپندارد. اما نمیخواهیم با استثنائات خللی در روند کار ایجاد کنیم و هر جا هجای کشیده دیدیم، از — U استفاده میکنیم. در ادامه، با صورت دقیقتر و منسجمتر با دسته بندی هجاها آشنا میشویم.
گفتیم که هر هجا از صامت و مصوت تشکیل شده است. صامت حرف بدون حرکت مانند ن، ر، م و… است. مصوت نیز حرکتی است که به صامت میدهیم و خود به دو نوع کوتاه و بلند تقسیم میشود. مصوتهای کوتاه همان فتحه، کسره و ضمه (ــَـ و ــِـ و ــُـ) هستند. مصوتهای بلند نیز به صورت «آ»، «ای» و «او» تلفظ میشوند.
برای مثال، اجزای واژه «معنا» به صورت زیر است:
معنا = صامت م + مصوت کوتاه ــَـ + صامت ع + صامت ن + مصوت بلند آ.
با توجه به آنچه گفتیم، میتوانیم هجاها در شعر فارسی را دستهبندی کنیم. هجاهای شعر فارسی را به صورت علمی مطابق دستهبندی زیر بیان میکنند:
هجای کوتاه (U)
صامت + مصوت کوتاه (مثل نِ، اُ)
هجای بلند (—)
صامت + مصوت کوتاه + صامت (مثل سَر)
صامت + مصوت بلند (مثل پا)
هجای کشیده (—U)
صامت + مصوت کوتاه + صامت + صامت (مثل گُفت)
صامت + مصوت بلند + صامت (مثل خار)
صامت + مصوت بلند + صامت + صامت (مثل خواست)
نکته ۱:
همانطور که گفتیم، هجاها مربوط به گفتار هستند. بنابراین، به شکل ظاهری کلمات کاری نداریم و آنچه مهم است تلفظ آنهاست. مثلاً اگر خوانش شعر ایجاب میکرد «امید» را با تشدید بخوانیم، آن را به صورت «اُممید» تلفظ و هجابندی میکنیم. یا کلمه «خواب» به شکل «خاب» تلفظ میشود.
نکته ۲:
کلماتی مانند «آب»، یک همزه در ابتدا دارند و به صورت ئاب (مثل خار) به زبان آورده میشوند. در هنگام تقطیع هجایی به این نکته توجه داشته باشید.
نکته ۳:
کلماتی مانند بیابان و خیال را به صورت «بِ یا بان» و «خِ یال» هجابندی میکنیم.
نکته ۴:
پایان کلمات مختوم به «ه» ممکن است ملفوظ یا غیرملفوظ باشد و در هجابندی باید به آن دقت کنیم. مثلاً «ه» در «خانه» غیرملفوظ بوده و تلفظ آن «خانِ» است.
اکنون با هم چند مصراع را تقطیع هجایی میکنیم:
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
زان یا رِ دِل نَ وا زَم شُک ریست با شِ کا یَت
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
شَ بِ عا شِ قا نِ بی دِل چِ شَ بی دِ راز با شَد
بازت ندانم از سر پیمان ما که برد
با زَت نَ دا نَ مَز سَ رِ پِی ما نِ ما کِ بُرد
دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست
دَر یا یِ شو رَن گی زِ چَش ما نَت چِ زی باست
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست
فَر قی مِ یا نِ طع نِ وُ تَع ری فِ خَلق نیست
همه این قطعات هجایی را میتوانیم به شکل منظم در جدولهایی به شکل زیر بگنجانیم و از علامتهایی که گفتیم نیز استفاده کنیم.
نکته ۵:
احتمالاً برایتان این پرسش پیش آمده که چرا در هجای «ران» حرف «ن» را در نظر نگرفتهایم. به یاد داشته باشید که تقریباً همیشه، وقتی حرف «ن» ساکن است و بعد از مصوتهای بلند (آ، او، ای) میآید، آن را در تقطیع در نظر نمیگیریم. علتش هم این است که بودن و نبودنش تأثیری در وزن شعر ندارد. دقت کنید که گفتیم تقریباً، زیرا ممکن است استثنائاتی نیز پیدا شود.
نکته ۶:
در شعر عروضی هیچگاه سه هجای کوتاه متوالی (UUU) نداریم. اگر با چنین چیزی مواجه شدید بدانید که یکی از این هجاها بلند بوده و شاعر این کار را به دلیلی انجام داده است. این کار یکی از اختیارات شاعری است. اگر با چنین چیزی مواجه شدیم، باید با توجه به مصراع دیگر یکی از هجاهای کوتاه را با هجای بلند جایگزین کنیم.، زیرا وزن دو مصرع باید یکی باشد.