پینه دوز

پینه دوز نقل ها را با اصل ها عوض کن

18/04/2024

آیا میدانستید که زهر مار کبرا بیشتر بر روي مراكز تنفسی اثر کرده و باعث خفگي صيد مي شود؟

18/04/2024

آیا میدانستید که تنها طوطی و خرگوش میتوانند بدون برگشتن، اشیاء پشت سر خود را ببینند؟

17/04/2024

آیا میدانستید که نمک از پنج هزار سال پیش در سفره ما انسانها بوده است؟

17/04/2024

آیا میدانستید که بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب میباشد؟

17/04/2024

آیا میدانستید که سنگپشت در بین جانوران جهان، طولانی ترین عمر را دارد و ممکن است تا ۱۵۰ سال عمر کند؟

15/04/2024

آیا میدانستید که هر ساله حدود پجنصد شهاب سنگ نسبتا بزرگ به زمین برخورد می کند ؟

15/04/2024

آیا میدانستید که زمین از حيث بزرگي پنجمين و از حیث فاصله با خورشید سومین سیاره منظومه شمسی است ؟

15/04/2024

آیا میدانستید که خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخار انرژي به زمین می فرستد ؟

ادبیات فارسیاستخراج وزن شعراکنون که می‌دانیم وزن شعر چیست و علم عروض به چه چیزی می‌پردازد، می‌رویم سراغ اصل مطلب که همان...
30/05/2023

ادبیات فارسی

استخراج وزن شعر

اکنون که می‌دانیم وزن شعر چیست و علم عروض به چه چیزی می‌پردازد، می‌رویم سراغ اصل مطلب که همان آموزش وزن شعر فارسی است. در ادامه، سه گام ساده را بیان می‌کنیم که با طی آن‌ها می‌توانید وزن شعر را استخراج کنید. در گام نخست، باید شعر را صحیح بخوانیم، سپس در گام دوم آن را با در نظر گرفتن نکاتی تقطیع هجایی کنیم و در گام سوم ارکان و افاعیل عروضی‌اش را بنویسیم و به وزن شعر برسیم. در ادامه، با این گام‌ها و اصطلاحات آن‌ها آشنا می‌شویم.

گام نخست:
صحیح خواندن شعر
گام نخست و اساسی در پیدا کردن وزن شعر خواندن آن به شکل صحیح و فصیح است. این توانایی به مرور زمان و با تمرین و تکرار در شما شکل خواهد گرفت. شنیدن خوانش شعر شعرای بزرگ توسط اساتید ادبیات و کسانی که در زمینه شعر تخصص دارند، می‌تواند بسیار کارساز باشد و شما را از ارتکاب و تکرار خطا محفوظ بدارد. برای مثال، سعی کنید غزل زیر را بخوانید، سپس با شنیدن خوانش سیدعلی موسوی گرمارودی، شاعر و حافظ‌پژوه معاصر، خطاهای احتمالی‌تان را بیابید و تصحیح کنید.

رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل
لطیفه‌های عجب زیر دام و دانه توست

دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرح یاقوت در خزانه توست
به تن مقصرم از دولت ملازمتت
ولی خلاصه جان خاک آستانه توست
من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی
در خزانه به مهر تو و نشانه توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که توسنی چو فلک رام تازیانه توست
چه جای من که بلغزد سپهر شعبده‌باز
از این حیل که در انبانه بهانه توست
سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد
که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست

گام دوم:
تقطیع هجایی
همان‌طور که در ابتدا گفتیم، وزن شعر مربوط به آن چیزی است که تلفظ می‌کنیم و به گوشمان آهنگین به نظر می‌رسد. در زبان فارسی، مانند اغلب زبان‌های دنیا، نگارش و تلفظ یکسان نیست. بنابراین، برای شناخت وزن شعر فارسی باید سراغ واحدهای آوایی زبان برویم. این واحدهای آوایی همان هجاهایی است که در دوران مدرسه انجام می‌دادیم و به آن «بخش کردن» می‌گفتیم. دست چپ و راستمان را بالا و پایین می‌کردیم و مثلاً چنین می‌گفتیم: «آ سِ مان آ بی اَست».
«هجا» یا «بخش» یا «سیلاب» کوچک‌ترین واحد تشکیل‌دهنده گفتار است که با هر ضربه هوای ریه ادا می‌شود و شامل صامِت (همخوان) و مُصَوِّت (واکه) است. هجاها می‌توانند آهنگ یک زبان، قواعد شعری، الگوهای تأکید و… آن را دگرگون سازند.
بیت زیر را در نظر بگیرید. می‌خواهیم آن را هجابندی یا تقطیع هجایی کنیم (همان بخش کردن دوران مدرسه).
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
ابتدا چند بار آن را مرور می‌کنیم تا به شکل صحیح خوانش با توجه به معنی‌ برسیم. این بیت را به صورتی که با زبان می‌خوانیم، می‌نویسیم. همان خط عروضی که گفتیم:
دَران نَفَس کِ بِمیرَم دَرارِزویِ تُ باشَم
بِدانُ مید دَهَم جان کِ خاکِ کویِ تُ باشَم

خط عروضی با جدا کردن هجاها یا همان تقطیع هجایی به صورت زیر است:
دَ ران نَ فَس کِ بِ می رَم دَ را رِ زو یِ تُ با شم
بِ دا نُ مید دَ هَم جان کِ خا کِ کو یِ تُ با شَم

اگر به هجاهای بیت بالا دقت کنید، می‌بینید که بعضی از آن‌ها سه حرف، برخی دو حرف و برخی دیگر یک حرف دارند. در ساده‌ترین تقسیم‌بندی، هجاهای یک‌حرفی را «هجای کوتاه» و هجاهای دوحرفی را «هجای بلند» می‌نامیم. هجای کوتاه را با علامت U و هجای بلند را با — نشان می‌دهیم. البته یک هجای دیگر به نام «هجای کشیده» نیز داریم. در عمل، آنچه از هجای کشیده حس می‌کنیم، معادل یک هجای بلند و یک هجای کوتاه است و به همین دلیل آن را با — U نمایش می‌دهیم.
البته دقت کنید که هجای کشیده دقیقاً معادل یک هجای بلند و کوتاه نیست و به دلیل اختلاف اندکی که با آن دارد، گوش هر دو را یکی می‌پندارد. اما نمی‌خواهیم با استثنائات خللی در روند کار ایجاد کنیم و هر جا هجای کشیده دیدیم، از — U استفاده می‌کنیم. در ادامه، با صورت دقیق‌تر و منسجم‌تر با دسته بندی هجاها آشنا می‌شویم.
گفتیم که هر هجا از صامت و مصوت تشکیل شده است. صامت حرف بدون حرکت مانند ن، ر، م و… است. مصوت نیز حرکتی است که به صامت می‌دهیم و خود به دو نوع کوتاه و بلند تقسیم می‌شود. مصوت‌های کوتاه همان فتحه، کسره و ضمه (ــَـ و ــِـ و ــُـ) هستند. مصوت‌های بلند نیز به صورت «آ»، «ای» و «او» تلفظ می‌شوند.

برای مثال، اجزای واژه «معنا» به صورت زیر است:
معنا = صامت م + مصوت کوتاه ــَـ + صامت ع + صامت ن + مصوت بلند آ.
با توجه به آنچه گفتیم، می‌توانیم هجاها در شعر فارسی را دسته‌بندی کنیم. هجاهای شعر فارسی را به صورت علمی مطابق دسته‌بندی زیر بیان می‌کنند:

هجای کوتاه (U)
صامت + مصوت کوتاه (مثل نِ، اُ)

هجای بلند (—)

صامت + مصوت کوتاه + صامت (مثل سَر)

صامت + مصوت بلند (مثل پا)

هجای کشیده (—U)

صامت + مصوت کوتاه + صامت + صامت (مثل گُفت)

صامت + مصوت بلند + صامت (مثل خار)

صامت + مصوت بلند + صامت + صامت (مثل خواست)

نکته ۱:
همان‌طور که گفتیم، هجاها مربوط به گفتار هستند. بنابراین، به شکل ظاهری کلمات کاری نداریم و آنچه مهم است تلفظ آن‌هاست. مثلاً اگر خوانش شعر ایجاب می‌کرد «امید» را با تشدید بخوانیم، آن را به صورت «اُم‌مید» تلفظ و هجابندی می‌کنیم. یا کلمه «خواب» به شکل «خاب» تلفظ می‌شود.

نکته ۲:
کلماتی مانند «آب»، یک همزه در ابتدا دارند و به صورت ئاب (مثل خار) به زبان آورده می‌شوند. در هنگام تقطیع هجایی به این نکته توجه داشته باشید.

نکته ۳:
کلماتی مانند بیابان و خیال را به صورت «بِ یا بان» و «خِ یال» هجابندی می‌کنیم.

نکته ۴:
پایان کلمات مختوم به «ه» ممکن است ملفوظ یا غیرملفوظ باشد و در هجابندی باید به آن دقت کنیم. مثلاً «ه» در «خانه» غیرملفوظ بوده و تلفظ آن «خانِ» است.
اکنون با هم چند مصراع را تقطیع هجایی می‌کنیم:
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
زان یا رِ دِل نَ وا زَم شُک ریست با شِ کا یَت
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
شَ بِ عا شِ قا نِ بی دِل چِ شَ بی دِ راز با شَد
بازت ندانم از سر پیمان ما که برد
با زَت نَ دا نَ مَز سَ رِ پِی ما نِ ما کِ بُرد
دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست
دَر یا یِ شو رَن گی زِ چَش ما نَت چِ زی باست
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست
فَر قی مِ یا نِ طع نِ وُ تَع ری فِ خَلق نیست

همه این‌ قطعات هجایی را می‌توانیم به شکل منظم در جدول‌هایی به شکل زیر بگنجانیم و از علامت‌هایی که گفتیم نیز استفاده کنیم.

نکته ۵:
احتمالاً برایتان این پرسش پیش آمده که چرا در هجای «ران» حرف «ن» را در نظر نگرفته‌ایم. به یاد داشته باشید که تقریباً همیشه، وقتی حرف «ن» ساکن است و بعد از مصوت‌های بلند (آ، او، ای) می‌آید، آن را در تقطیع در نظر نمی‌گیریم. علتش هم این است که بودن و نبودنش تأثیری در وزن شعر ندارد. دقت کنید که گفتیم تقریباً، زیرا ممکن است استثنائاتی نیز پیدا شود.

نکته ۶:
در شعر عروضی هیچ‌گاه سه هجای کوتاه متوالی (UUU) نداریم. اگر با چنین چیزی مواجه شدید بدانید که یکی از این هجاها بلند بوده و شاعر این کار را به دلیلی انجام داده است. این کار یکی از اختیارات شاعری است. اگر با چنین چیزی مواجه شدیم، باید با توجه به مصراع دیگر یکی از هجاهای کوتاه را با هجای بلند جایگزین کنیم.، زیرا وزن دو مصرع باید یکی باشد.

30/05/2023

ادبیات فارسی

وزن شعر چیست؟

اولین پرسشی که برای افراد علاقه‌مند به سرایش شعر پیش می‌آید این است که «وزن شعر چیست؟». با مراجعه به فرهنگ لغات فارسی معین، عمید و دهخدا، به ترتیب، چنین تعاریفی را برای واژه «وزن» در اصطلاح ادبی مشاهده خواهیم کرد: وزن آهنگ تلفظ یک واژه یا یک جمله، آهنگ و تناسب کلام، سنجیدن و سرودن شعر مطابق میزان است. در واقع، وزن شعر نظم و چیدمان آهنگین الفاظ مصرع‌های شعر در کنار یکدیگر است.
دو جمله زیر را در نظر بگیرید و آن‌ها را بخوانید:

دل می‌رود ز دستم، صاحبدلان خدا را
دل ز دستم می‌رود، خدا را صاحبدلان

آنچه مشخص است، این دو جمله معنای یکسانی دارند، اما با وجود کلمات مشابه، ظاهر لفظی و نحوه خوانش آن‌ها متفاوت است. به عنوان یک مخاطب معمولی، جمله اول برایمان آهنگین و موزون است، اما ترتیب واژه‌های جمله دوم آهنگ خوشی نمی‌سازد. چنین است که می‌گوییم اولی وزن دارد و دومی نه.
یکی از دلایلی که شعر را برای شنونده و خواننده خوش‌آهنگ و دلنشین می‌سازد، تناسب خاص میان واژه‌ها و چیدمان صحیح آن‌هاست. وقتی کسی شعر موزونی را می‌خواند یا می‌شنود، فارغ از معنای مجموعه کلمات، آوای آهنگین گذر قطار واژه‌ها را به خوبی درک خواهد کرد. مخاطبِ شعر بدون آموختن چیزی از پیش، موزون بودن را درمی‌یابد. آنچه شاعر را در چینش موزون کلمات کمک می‌کند، علاوه بر قدرت به‌کارگیری حس زیبایی‌شناسی، استفاده از قواعدی است که به علم عَروض شهرت دارد.

30/05/2023

ادبیات فارسی

انواع قالب های شعری در ادبیات فارسی کلاسیک و مدرن:

قالب یعنی شکل ظاهری و مضمون اشعار. در ادبیات انواع قالب‌ های شعری وجود دارد که امروزه به دو دسته‌ی قالب‌های کهن و قالب‌های نوین دسته بندی می‌شوند.

قالب در شعر کلاسیک فارسی، شکل ظاهری است و منظور از قالب یک شعر، شکل آرایش مصراع‌ها و نظام قافیه آرایی آن است.
شاعران به مرور زمان بر روی انواع مختلف از شعر‌ها نام‌ها و قالب‌های مختلفی را گذاشتند و شکل‌های خاص را در مصراع بندی و قافیه آرایی شعر به رسمیت شناخته اند. به همین ترتیب است که انواع قالب های شعری به وجود آمده و امروزه ما برای درک بیشتر شعر‌ها آن‌ها را شناخته و از آن‌ها استفاده می‌کنیم.
امروزه قالب‌ها را به دو دسته‌ی قالب‌های کهن و قالب‌های نوین دسته بندی می‌کنیم. در ادامه با تمام قالب های شعری آشنا خواهید شد.

قالب‌های کهن:
اگر با این تعاریف آشنا نیستید خوب است بدانید که

هر بیت شامل دو قسمت است هر یک از این بخش‌ها یک مصراع نام دارد.

کلمات هم آهنگ و هم وزن مصراع‌های شعر را قافیه گویند.

شکلی که قافیه به شعر می‌بخشد قالب نام دارد.

در قالب‌های مختلف شعر از تعدادی مصراع هم وزن تشکیل می‌شود. همچنین موسیقی نیز همواره کنار شعر وجود دارد و تابع نظم خاصی است.

۱- قصیده‌:
می‌توان گفت که قصیده اولین قالب شعری است که از نیمه قرن سوم ه.ق در ادبیات فارسی پدید آمد. این قالب به نوعی از شعر گفته می‌شود که مصراع اول و مصراع‌های زوج بقیه‌ی بیت‌ها با هم هم قافیه هستند و تعداد ابیات یا طول قصیده از ۱۵ بیت تا ۷۰ بیت می‌تواند باشد.

نمو دار قصیده:
ـــــــــــــــ * ـــــــــــــــ *
ـــــــــــــــ ـــــــــــــــ *
ـــــــــــــــ ـــــــــــــــ *

محتوای قصیده می‌تواند مدح، ستایش، وصف، پند و اندرز، حکمت، عرفان و مرثیه باشد. از قصیده سرایان معروف می‌توان به رودکی، منوچهری، ناصر خسرو و سنایی و قصیده سرایان معاصر پروین اعتصامی، ملک الشعرای بهار و امیری فیروزکوهی اشاره کرد.


۲- غزل:
غزل در لغت به معنی حدیث عاشقی است. قالب غزل از جهت شکل قرار گرفتن قافیه درست مانند قصیده است. در قرن ششم که قصیده در حال زوال بود، غزل بر روی کار آمد. تفاوت غزل و قصیده در تعداد بیت‌ها و مضمون است. یعنی غزل حداقل ۵ بیت و حداکثر ۱۷ بیت دارد. درون مایه و محتوای غزل عاشقانه، عارفانه و یا آمیزه‌ای از هر دو و یا مضمون اجتماعی است.

نمو دار غزل:
ـــــــــــــــ * ـــــــــــــــ *
ـــــــــــــــ ـــــــــــــــ *
ـــــــــــــــ ـــــــــــــــ *

از غزل سرایان معروف می‌توان به سعدی، مولوی، حافظ و از غزل سرایان معاصر می‌توان به شهریار و رهی معیری اشاره کرد.

۳- مثنوی:
واژه‌ی مثنوی از کلمه‌ی “مثنی” به معنی دوتائی گرفته شده است و به شعری گفته می‌شود که هر بیت آن قافیه مستقل دارد. محتوای قالب مثنوی حماسی، اخلاقی، عاشقانه، عارفانه و تاریخی است.

نمو دار مثنوی:
* *
+ +
# #

از نمونه‌های مثنوی حماسی شاهنامه فردوسی و نمونه‌ی عاشقانه لیلی و مجنون و نمونه‌ی عارفانه مثنوی معنوی و نمونه‌ی اخلاقی بوستان سعدی است. کلیله و دمنه رودکی و آفرین نامه ابوشکور بلخی نیز از اولین نمونه‌های مثنوی است.


۴- قطعه:
قالبی است که در آن فقط در پایان مصراع‌های زوج هم قافیه هستند و حداقل ابیات آن دو بیت است. قطعه دارای وحدت موضوعی بوده و درون مایه آن معمولا مطالب اخلاقی، اجتماعی، تسلیمی، حکایت، مدح و هجو است.
نمودار قطعه:
×
×
×

در میان شاعران رودکی، انوری، ابن یمین و پروین اعتصامی بیش از دیگران به این قالب شعری پرداخته‌اند.


۵- ترجیع بند:
مجموعه ابیاتی یا غزل‌هایی است که هم وزن با قافیه‌هایی متفاوت هستند و بیت یکسان مُصَرعی آن‌ها را به هم می‌پیوندد. به هر غزل یک خانه یا رشته و به بیت تکراری میان آن‌ها ترجیع یا برگردان می‌گویند. قالب ترجیع بند ویژه‌ی شعر فارسی است. درون مایه‌های ترجیع بند عشق، مدح و عرفان است.

نمو دار ترجیع بند:
* *
* *
* *
* *

+ +
+ +
+ +
+ +



هر خانه از ۵ تا ۲۵ بیت تشکیل می‌شود. معروف‌ترین ترجیع‌بند‌ها از هاتف اصفهانی و سعدی است.

۶- ترکیب بند:
ترکیب بند از لحاظ ساختار شعری مانند ترجیع بند بوده و تنها تفاوت آن این است که بیت تکرار شده در بین قطعه‌های شعر یکسان نیستند. موضوع ترکیب‌بند مواردی از قبیل مدح، وصف، رثا، عشق و عرفان را دربر می‌گیرد.

نمو دار ترکیب بند:
* *
* *
* *
* *
×
×
∆ ∆
∆ ∆
∆ ∆
∆ ∆
#
#
معروف‌ترین ترکیب‌بند‌های فارسی از محتشم کاشانی و جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی و وحشی بافقی است.

۷- رباعی:
رباعی از کلمه‌ی رباع به معنی چهارتایی گرفته شده است. چهار مصراع بوده و مصراع سوم آن معمولا قافیه ندارد. سه مصراع اول رباعی تقریباً مقدمه‌ای برای منظور شاعر هستند و حرف اصلی در مصراع چهارم گفته می‌شود. محتوای رباعی‌ها بیشتر عارفانه، عاشقانه یا فلسفی است.
رباعی در زبان فارسی بر وزن‌های زیادی آمده است که معروفترین آن‌ها مفعول مفاعلن مفاعیل و فعل یا لا حول و لاقوه الا بالله هستند.

نمو دار رباعی:
* *
* *

وقت است که در بر آشنایی بزنیم
تا بر گل و سبزه تکیه جایی بزنیم
زان پیش که دست و پا فروبندد مرگ
آخر کم از آن که دست و پایی بزنیم

خیام نیشابوری، عطار، مولوی، اوحدالدین کرمانی، باباافضل کاشی و ابوسعید ابوالخیر و سنایی از نامدار رباعی هستند.

۸- دو بیتی:
کلمه‌ی دوبیتی هم برای رباعی به کار می‌رود و هم به معنی شعری است که دارای چهار مصراع است. دوبیتی در کل از نظر درون مایه و شکل کاملا شبیه به رباعی بوده و فقط دوبیتی است که وزن خاصی دارد و از این نظر با رباعی متفاوت است. همچنین خوب است بدانید دوبیتی با یک هجای کوتاه و رباعی با یک هجای بلند آغاز می‌شود.

نمو دار دوبیتی:
* *
* *
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
هر آنچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

مشهورترین شاعر این وزن باباطاهر عریان است. بعد از او فایز دشتی از دوبیتی سرایان به حساب می‌آید.

۹- چهارپاره:
این قالب شعری به دو بیتی پیوسته نیز شناخته می‌شود. چهارپاره مجموعه‌ای از دوبیتی‌هایی با معنای منسجم تشکیل شده است. تفاوت اصلی آن به دوبیتی این است که در چهارپاره مصراع‌های زوج می‌توانند هم‌قافیه باشند و از لحاظ وزن نیز کافی است که مصرع‌ها هم‌وزن باشند.

نمونه چهارپاره:
کند وی آفتاب به پهلو فتاده بود
زنبور‌های نور زگردش گریخته
در پشت سبزه‌های لگدکوب آسمان
گلبرگ‌های سرخ شفق تازه ریخته
***
کف بین پیرد باد درآمد ز راه دور
پیچیده شال زرد خزان را به گردنش
آن روز میهمان درختان کوچه بود
تا بشنوند راز خود از فال روشنش

از معروف‌ترین شاعران در این قالب می‌توان از فریدون مشیری، فریدون توللی و هوشنگ ابتهاج یاد کرد.


۱۰- مُسَمَّط:
شعری است که از رشته‌های گوناگون پدید می‌آید و مصراع ابتدای هر رشته که سه، پنج و هفت مصراعی است با ابیات هم وزن و هم قافیه و سپس مصراعی با همان وزن با قافیه‌ای جداگانه در پایان این رشته آورده می‌شود و سپس رشته دیگری آغاز می‌گردد. به مصراع آخر هر رشته بند گویند. در ضمن تمام بند‌ها با هم هم قافیه هستند.
نمو دار مسمط:
* *
* *
* +
# #
# #
# +

درون مایه مسمط غالبا تغزل، مدح، اشعار سیاسی، ملی و میهنی است. بنیان‌گذار این قالب منوچهری دامغانی شاعر قرن پنجم است. ناصر خسرو، شیخ بهایی، قاآنی شیرازی و ملک‌الشعرا بهار از دیگر شاعرانی هستند که در این قالب شعر سروده‌اند.


۱۱- مستزاد:
در واقع کلمه‌ی مستزاد به معنی زیاد شده است. از قالب‌های شعر فارسی یا در حقیقت غزلی به شمار می‌آید که کلمه یا عبارتی کوتاه، موزون و هماهنگ به آخر تمامی مصراع‌ها اضافه می‌شود. ازنظرقافیه هم باید با آن قالب شعری متناظر باشد. مستزاد از قالب‌هایی است که آن را الهام بخش آغاز شعرنو و قالب نیمایی می‌دانند.

نمونه مستزاد:
این مجلس چارم به خدا ننگِ بشر بود
دیدی چه خبر بود؟!
هر کار که کردند، ضرر رویِ ضرر بود
دیدی چه خبر بود؟!
«میرزاده عشقی»
∼∼∼∼
مستزاد برای اولین بار توسط مسعود سعد سلمان سروده شد.

۱۲- تصنیف:
در قرن ششم و هفتم تصنیف سرائی معمول شد. تصنیف‌ها با فرم شعری غزل شباهت دارد و مانند آن، از آرایه‌های ادبی همچون تمثیل و استعاره بهره می‌جوید. تصنیف‌ها از نظر ساختار شعری می‌توانند یک یا چند بند داشته باشند که بند‌ها دارای مضمون‌های گوناگونی هستند. فرم‌های شعری رباعی و مسمط نیز جزو انواع شعری که در تصنیف به کار می‌رود شمرده می‌شوند.

نمونه تصنیف:
زمن نگارم خبر ندارد
بحال زارم نظر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من خبر ندارد
کجا رود دل که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ که پر ندارد

عارف قزوینی، رودکی، ملک الشعرای بهار و رهی معیری از تصنیف سازان معروف بودند.

۱۳- مفرد:
این قالب شعری به تک بیتی نیز معروف است. مفرد شعری تک بیتی بوده که شاعر تمام مقصود خود را در همان یک بیت بیان می‌کند و اغلب برای بیان نکته‌های اخلاقی به کار می‌رود. دو مصراع این یک بیت می‌تواند هم قافیه باشند یا نباشند. بعضی معتقد هستند که مفرد در واقع همان ضرب المثل است که به شعر بیان شده است.‌

نمونه مفرد:
می‌میرم و همچنان نظر بر چپ و راست
تا آنکه نظر در او توان کرد، کجاست؟
«حافظ»
∼∼∼∼
مردی نه به قوت است و شمشیر زنی
آن است که جوری که توانی نکنی
«سعدی»

سعدی، صائب تبریزی و هاتف اصفهانی از معروف‌ترین سرایندگان تک‌بیت بوده‌اند.


قالب‌های نوین:

تا اینجا با ۱۳ قالبی که به قالب‌های کهن معروف هستند آشنا شدید. اما کار همینجا تمام نمی‌شود. در واقع چند نمونه قالب دیگر نیز وجود دارند که به آن‌ها قالب‌های جدید یا نوین گفته می‌شوند.

۱- نیمایی:
شعر نیمایی یا شعر نو سبکی از شعر معاصر فارسی به شمار می‌آید که نخستین نمونه شعر نو در ادبیات فارسی است. این قالب برآمده از نظریه ادبی نیما یوشیج شاعر معاصر ایرانی است. شعر نیمایی شعری با مصراع‌های کوتاه و بلند بوده که قافیه در آن نظم خاصی ندارد. درون مایه شعر نیمایی احساسات و تجربیات فردی، عشق، سیاست و... است.

نمونه نیمایی:
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
«فروغ فرخزداد»
∼∼∼∼
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
سر‌ها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دیده نتواند
که ره تاریک و لغزان است
«مهدی اخوان ثالث»

علاوه بر نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری از برگزیدگان شعر نیمایی هستند.


۲- آزاد:
شعری است که منطبق با یکی از وزن‌های عروضی قدیم سروده می‌شود، اما به جهت نیاز‌های معنایی مصراع‌ها در آن کوتاه یا بلند می‌شود. این نوع قالب با نیمایی تفاوت چندانی ندارد و تنها در مضمون متفاوت هستند. حتی به آن شعر آزاد نیمایی نیز گفته می‌شود.

نمونه آزاد:
آفتابا چه خبر؟
این همه راه آمده‌ای
که به این خاک غریبی برسی؟
ارغوانم را دیدی سر راه؟
مثل من پیر شده ست؟
چه به او گفتی؟ او با تو چه گفت؟
نه، چرا می‌پرسم
ارغوان خاموش است
دیرگاهی‌ست که او خاموش است
آشنایان زبانش همه رفته‌ند
ارغوان ویران است
هر دومان ویرانیم.

از شعرای آزاد می‌توان هوشنگ ابتهاج، نادر نادرپور، پروین دولت آبادی، سهراب سپهری و مهدی اخوان ثالث را نام برد.

۳- شعر سپید:
این قالب شعری یکی از قالب‌های نو شعر فارسی است که احمد شاملو بنیان گذار آن به حساب می‌آید و اغلب به شعر منثور نیز خوانده می‌شود. تفاوت عمده آن با شعر نو در فرم شعر است. مانند شعر نیمایی وزن و قافیه دارد، ولی در این سبک عموماً وزن عروضی رعایت نمی‌شود.
درون مایه‌ی شعر سپید مضامینی از قبیل: اجتماعی، سیاسی، غنایی، فلسفی و عاشقانه هستند.

نمونه سپید:
مرا دیگر انگیزه‌ی سفر نیست
مرا دیگر هوای سفری به سر نیست
قطاری که نیم‌شبان نعره‌کشان از دِه ما می‌گذرد
آسمان مرا کوچک نمی‌کند
و جاده‌ئی که از گُرده‌ی پُل می‌گذرد
آرزوی مرا با خود
به افق‌های دیگر نمی‌برد
«احمد شاملو»

۴- موج نو:
شعر موج نو شعری است که فاقد وزن و آهنگ و قافیه است و در واقع سبکی است که مرز نمی‌شناسد. فرق آن با نثر در معنای آن است.

نمونه موج نو:
صبوری شاعری آوانگارد
از حدس و گمان‌های تو ویران نمی‌شوم
مرا نام تو کفایت می‌کند
تا در سرما و بوران
زمان و هفته را نفی کنم

Address

Kunduz

Telephone

+93787242004

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when پینه دوز posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Establishment

Send a message to پینه دوز:

Share