Reshad Saawa

Reshad Saawa دوست عزیز خوش آمدید!
امیدوارم این دریچه زمینه ساز تبادل نظر بین من و شما باشد.
با ارادت
رشاد ساوه

15/08/2025

چون کبوترها که از چنگال شاهین می‌هراسد
یا خدا ناباورانی را که از دین می‌هراسد

هر مداری را که می‌گردد دو تا منظومه‌ی تو
شرق و غرب و هرچه در بالا و پایین می‌هراسد

بیشتر از این که گفتم این منم که از دو تا چشمت
چشم‌های خیس من با ژست غمگین می‌هراسد

چشم‌هایت سوژه‌ی سر خورده‌گی شهر گردیده
مثل هوشیاری که از دارالمجانین می‌هراسد

هرقدر که از من و از پرس و پال‌ام می‌هراسی
صد برابر بیش از تو، قلب خونین می‌هراسد

از هراس چشم‌های تو چنان در بیم غرق هستم
مثل امریکایی که می‌بینیم از چین می‌هراسد

آن‌چنان رم می‌کنی از دیدن شاعر همیشه
ان‌چنان‌که اسب‌ها از زین و قمچین می‌هراسد

کارفرما دوست دارد کارمندی را که دایم-
در تمام حال از نقض قوانین می‌هراسد

لیک از یک شاعر دیوانه و شعر جنون آلود
کارفرما را نپرس؛ حتا سلاطین می‌هراسد

رشاد ساوه

27/05/2025

بوسه‌ی شیرین بر روی خیالی می‌زنم
باخیالاتش قدم در کرتِ شالی می‌زنم

رنگ چشمش بین شالیزار پیدا کرده و-
دست‌ها را نرم در هر برگِ گالی می‌زنم

پیچک و بابونه‌های روستای خویش را
لای آن موهای بور پرتغالی میزنم

چون‌که از وسواس مالامال می‌گردد تنم
می‌نشینم گوشه‌ای سیگار خالی می‌زنم

نیمه شب‌‌ها تا سحر کنج اتاق خویشتن
با غم و درد و نبودش چاروالی می‌زنم

سه نفر خاموش اما در میان جمع من-
حرف‌های کوچه‌گی و لاابالی می‌زنم

باوجود زخم چاقویی که در قلبم زده
خویش را در جاده های بی‌خیالی می‌زنم

بوی گندم، بوی باران، بوی جسمش... ناگهان
دل به دریا در مسیر احتمالی می‌زنم

آخر شب با دل افسرده و حال خراب
می‌گیرم دیوان حافظ را و فالی می‌زنم:

«ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم»

ساوه

سر که خم گردد، سزاوارش طنابِ دار نیستمرگ در راهِ شرف، ای دوست، ننگ و عار نیستپیکر زخمی و روحِ دردمندم بهتر استاز دوای آن...
22/05/2025

سر که خم گردد، سزاوارش طنابِ دار نیست
مرگ در راهِ شرف، ای دوست، ننگ و عار نیست

پیکر زخمی و روحِ دردمندم بهتر است
از دوای آن طبیبی که رفیقِ غار نیست

پاک‌بازان عاشق و آزاده اند و سر به کف
عشق و آزادی نصیبِ آدم غدّار نیست

سبز باشی، از دلت دودِ سیاه بیرون شود
چون خلیلی که میانِ آتش است و نار نیست

سفره‌های دهکده جز خونِ دل چیزی نداشت
نانِ خشکی در نصیبِ کودکیِ بیمار نیست

ساده می‌میرد حقیقت، تا به دنیا حاکم است
دلقکی که گریه‌اش، جز خنده در بازار نیست

زخم، بخشش می‌کند بر جانِ آن‌هایی که دل
در تپیدن جز برای عشق و استغفار نیست

درد داری، گفتی: سازی از دلِ دردت بزن—
درد بسیار است گ‌گ‌گ‌گ‌گ گیتار نیست

ساوه

از ذره نوازی ثارنوال صایب گرامی و همه دست‌اندرکاران وبسایت وزین فراز صمیمانه سپاسگزارم
24/03/2025

از ذره نوازی ثارنوال صایب گرامی و همه دست‌اندرکاران وبسایت وزین فراز صمیمانه سپاسگزارم

از شاعر جوان کشور رشاد ساوه گرامی بخوانیم

هر نفس امیدهای پوچ و واهی بگذرد
عمر ما در تند باد این تباهی بگذرد

تا به‌کی عاشق نباشم تا به‌کی بی‌درد سر
تا به‌کی هر لحظه‌ام در بی‌گناهی بگذرد؟

آن‌قدر آرام در مابین جنگل می‌روی
مثل صیادی که هنگام پگاهی بگذرد

عاقبت از ازدحام کوچه‌ات رد می‌شوم
آنچنان‌که لال و کور از *چار راهی بگذری

شعر چيزي نيست میدانی که شاعر حاضر است
خاطرت از تخت و تاج پادشاهی بگذرد

گفتی ترکم کن نمی‌فهمی که آیا ممکن است
از جهان، از آب، از دریاش ماهی بگذرد؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با مهر
تیم ناشران فراز
فراز، آیینه‌دار فرهنگ و هنر
برای ارسال آثار و مقالات تان جهت نشر در ویب‌سایت فراز با ما به تماس شوید.
ایمیل: [email protected]
ویب‌سایت: www.faraaaz.com / www.faraaz.no
کتاب‌های دل‌خواه تان را نیز می‌توانید از فروشگاه کتاب و کتاب‌خانه ویب‌سایت ما بدست آرید.

سلام قُله‌ی با اقتدار هندوکش_که جاودانه شدی افتخار هندوکشسلام کشتی‌ی امید در دل توفانبه تو کلاه کجِ راستکار و با ایمانسل...
09/09/2024

سلام قُله‌ی با اقتدار هندوکش_
که جاودانه شدی افتخار هندوکش

سلام کشتی‌ی امید در دل توفان
به تو کلاه کجِ راستکار و با ایمان

سلام شیر شکاری‌ی دره‌های نبرد
سلام خالق تاکتیک‌های ناب و شگرد

سلام صاعقه‌ی آسمان آزادی
سلام ای سپر، ای پاسبان آزادی

سلام بر تو و بر حیطه‌ی شهامت تو
زبان‌زد همه دنیاست استقامت تو

بلوط سبز زمستان‌های سخت سلام
مباد ریشه‌ی تو تا ابد کرخت سلام!
***
که گفته است که تو نیستی غروب نمودی؟
تو زنده استی و همواره خار چشم حسودی

اگر سریچه بدونِ خروش و آرام است
ولی تو نغمه‌ی بیداری هر زمان سرودی

همیشه زنده‌ای در بین قلب‌های جسور
به قدر یک نفس حتا نگو که زنده نبودی

اگرچه رفته‌ای جمعیت‌ی جگر خون است
و کوچ کردی و دل‌های عاشقان ربودی
***
تو سبز در نفس پیر و نوجوان و جوان
به پای زخمی هر جمع نا توان، توان

رفیق روزِ بد و خوب هموطن‌هایت
نگو که هموطنان مانده اند تنهایت

اگرچه ابر حسادت نشسته در راهت
دو باره سر کشد از پشت ابر ها ماهت

دوباره پرچم آزادگی بلند شود
دو باره نام بلندت، شکوهمند شود

ساوه

ای که از یار نشان می طلبی، یار کجاست؟همه یارند، ولی یار وفادار کجاست؟تا نپرسند، بخوبان غم دل نتوان گفتور بپرسند، بگو: قو...
27/08/2024

ای که از یار نشان می طلبی، یار کجاست؟
همه یارند، ولی یار وفادار کجاست؟

تا نپرسند، بخوبان غم دل نتوان گفت
ور بپرسند، بگو: قوت گفتار کجاست؟

رفت آن تازه گل و ماند بدل خار غمش
گل کجا جلوه گر و سرزنش خار کجاست؟

صبر در خانه ویرانه دل هیچ نماند
خواب در دیده غمدیده بیدار کجاست؟

پار بر داغ دل سوخته مرهم بودی
یارب! امسال چه شد؟ مرحمت پار کجاست؟

در خرابات مغان هوش مجویید ز ما
همه مستیم، درین میکده هشیار کجاست؟

بهتر آنست، هلالی، که نهان ماند راز
سر خود فاش مکن، محرم اسرار کجاست؟

هلالی جغتایی

23/08/2024

غمم، غربتم، کشتی ورشکستم
در امید ساحل به دریا نشستم

چنین سرد و ساکت که می‌بینی من را
بکن درک این را که بسیار خستم

اگر بی تعادل به هر سو روانم
غرورم شکسته،مپندار مستم

جهانم خراب و روانم پریشان
مگو در چه حالم، مپرسم چه هستم

همه هستی من دل ساده ام بود
همه هستی ام را به عشق تو بستم

ساوه

لطفن برو آهسته‌تر، آرام دریا جانبین بلوط وحشی و بادام دریا جانعریان، شوخ و مست و سرکش می‌روی آریسر مستی از آغاز بی‌انجام...
19/08/2024

لطفن برو آهسته‌تر، آرام دریا جان
بین بلوط وحشی و بادام دریا جان

عریان، شوخ و مست و سرکش می‌روی آری
سر مستی از آغاز بی‌انجام دریا جان

بنگر کنارت راحت و آسوده می‌خندم
اما تویی پیوسته نا آرام دریا جان

آغوش وا کن و مرا غرق خودت گردان
تا جان سپارم در دلت گمنام دریا جان

آری تو استی آشیان شیر ماهی ها
افتاده ام از این سبب در دام دریا جان

تو پاک و لبریزِ حلاوت هر طرف جاری
من در پی‌ات گردیده‌ام بدنام دریا جان

من عاشق موج زلال و سرکش‌ات هستم
حتا اگر بر من نگردی رام دریا جان

ساوه

16/08/2024

دیدیم که همرکاب بیگانه شدی
در خانه بزرگ،دشمن خانه شدی

یا ذات تو این بود نمی‌فهمیدیم
یا این‌که به قول عام دیوانه شدی

ساوه

حالا که نگاه می‌کنی جُور مراامروز بغل بگیر ای حور مرازیرا که زمانه دشمن انسان‌ستشاید که صبا نهند در گور مراساوهپ.ن:عکس ۴...
14/08/2024

حالا که نگاه می‌کنی جُور مرا
امروز بغل بگیر ای حور مرا

زیرا که زمانه دشمن انسان‌ست
شاید که صبا نهند در گور مرا

ساوه

پ.ن:عکس ۴ سال قبل از امروز ننگرهار

Address

شهر نو
Kabul
0093

Opening Hours

09:00 - 17:00

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Reshad Saawa posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Establishment

Send a message to Reshad Saawa:

Share