03/04/2026
.
سکوت، اضطراب و... امید
بیش از یک هفته ست که رسیدیم، اما کلمات در ذهنم جا نمیافتادن. راستش رر بخواید، خروج از مرز زمینی در شرایط جنگی، فقط یک جابهجایی جغرافیایی نبود؛ عبور از میونِ سنگینیِ سکوتی بود که این روزها توی خونهمون حکمفرماست.
یه ترسِ پنهان، یه اضطرابِ دائمی، و در عین حال، لایهای باریک از امیدواری که آدمها را سرپا نگه داشته...
عبور از این دو دنیا (عکس اول کوههای زیبای جاده زنجان-تبریز، عکس دوم ساحل زیبای بارسلونا)، با وجود تمام استرسها، حالا به آرامشی ختم شده که هنوز برام غریبه ست.
سکوت این روزهام، به خاطر بیحوصلی نیست؛ به خاطر سنگینی یک ماهه و مسیری بود که طی کردیم. بارسلونا زیباست، اما فکرم پیشِ آدمهاییه که در آن سکوتِ پر از اضطراب، هنوز امیدوارانه به فردا چشم دوختهاند. ما به امید زندهایم💚🤍❤️