14/07/2020
گتسبی بزرگ
وقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همه ی مردم مزایای تو رو نداشتن.
مدارا حدی دارد. ممکن است شالوده ی رفتار آدمی سنگ سخت باشد یا باتلاق تر، ولی کار که از حد معینی گذشت دیگر چگونگی این شالوده برای من فرقی نمی کند.
خود می خواستم صاف توی چشم همه نگاه کنم و در عین حال نمی خواستم نگاه دیگران در چشمانم بیفتد.
بلافاصله از پرستار پرسیدم که پسره یا دختر. وقتی بهم گفت دختره سرم رو برگردوندم و زدم زیر گریه. گفتم خیلی خب، خوشحالم که دختره. امیدوارم که خُل باشه. واسه ی اینکه بهترین چیزی که یه دختر تو این دنیا می تونه باشه، همینه، یک خُلِ خوشکل.
هیچکدومشون تاب تحمل کسی رو که باهاش عروسی کردن ندارن!
کسی که یه همچی کاری می کنه یه کلکی تو کارش هست. نمی خواد هیچکی ازش دلخور بشه.
قیافه ی ملول متفرعنی که برای دنیا می گرفت چیزی را پنهان می کرد. بیشتر اداها سرانجام پنهان کننده ی چیزی می شوند گو اینکه در آغاز اینطور نباشد.
به طور غریزی از مردان باهوش و زیرک پرهیز می کرد. اکنون می بینم که این پرهیز به علت این بود که در یک سطح پایین تر، جایی که امکان تخطی از اصول پذیرفته به مغز اشخاص عبور نمی کند، احساس امنیت بیشتری می کرد.
من آدم کند فکری هستم و پر از مقررات درونی که روی خواسته های من مثل ترمز عمل می کنند.
هر کس به گمان خود صاحب اقلاً یکی از صفات حسنه است و آن صفت در من این است: خودم یکی از چند آدم واقعاً درستکاری هستم که به عمرم شناخته ام.
مشروب نخوردن در جماعت مشروب خورها، مزیت بزرگیه، آدم می تونه جلو زبون خودش رو بگیره و بعد اگر بی قاعده گی مختصری تو کارش باشه می تونه بندازدش به وقتی که دیگرون کور هستن یا اهمیت نمی دن.