Pazirik.art

Pazirik.art Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Pazirik.art, Arts and entertainment, Tehran.

🌱لازم نیست در تک‌تک لحظه‌های زندگی‌ات ویکتور فرانکل باشی و برای هر اتفاقی، معنایی بسازی. بعضی وقت‌ها هم بوکوفسکی باش؛ نو...
09/12/2025

🌱
لازم نیست در تک‌تک لحظه‌های زندگی‌ات ویکتور فرانکل باشی و برای هر اتفاقی، معنایی بسازی. بعضی وقت‌ها هم بوکوفسکی باش؛ نوشیدنی محبوبت را بردار، بنشین رو به غروب و کرانه‌های نارنجی آسمان را تماشا کن. وسواس در یافتن معنا و تفسیر هر اتفاق، کیفیت بعضی لحظه‌ها را مخدوش می‌کند. به خودت فرصت تماشا بده، برای اتفاقی که تمام‌وکمال در آن حضور داشته‌ای، بی‌آن‌که مهم باشد جهان درباره‌اش چطور فکر می‌کند.
اتفاق‌های معناشده فقط وقتی به کار می‌آیند که خزانه‌ی خاطره‌هایت فقط نابه‌سامانی‌ها را به یادت می‌آورد، آن‌وقت باید رشته‌رشته معناها را از دل لحظه‌ها دربیاوری و تاروپودشان را به‌هم ببافی تا در نهایت لباسی شود برای لحظه‌ای که گذشت و اتفاقی که سپری شد. بااین‌حال همه‌مان آن لحظه‌هایی را ترجیح می‌دهیم که بوکوفسکی‌وار همه‌چیز را پشت گوش انداخته‌ایم؛ وقتی انسان در جست‌وجوی معنا نیست و جهان به‌اندازه‌ی سوراخ سوزنی کوچک شده است.


#سفر
#سندباد

🌱❤️تا یه روز تو اومدی بی خستگی با یه خورجین قدیمی ه قشنگ....کاوه جانم ،نفس مادر، آرزو میکنم همیشه خورجینت پر از عشق باشه...
08/11/2025

🌱❤️
تا یه روز تو اومدی بی خستگی
با یه خورجین قدیمی ه قشنگ....
کاوه جانم ،نفس مادر، آرزو میکنم همیشه خورجینت پر از عشق باشه
همین یک آرزو یعنی تمام هر آنچه که باید ❤️
به وقت یک ماهگی ننه 🐥

#۱۱مهر

🌱حس حال عجیبی داشتم تو این مسیر جادوئی  یه روز پشیمون بودم و روز بعد خوشحال،با همدیگه از جنگ رد شدیم از روزهای بی مهری ا...
01/10/2025

🌱
حس حال عجیبی داشتم تو این مسیر جادوئی
یه روز پشیمون بودم و روز بعد خوشحال،با همدیگه از جنگ رد شدیم
از روزهای بی مهری انسان ها،چقدر خوش‌شانس بودم که تو به من یه قلب 💙
اضافی دادی برای بیشتر عاشق بودن برای بیشتر تپیدن برای بیشتر نفس کشیدن لحظه ها...
هنوز ندیدمت ولی تو شدی ننهه من
تو شدی تمام من 💙

#مهر #۱۴۰۴

🌱حس حال عجیبی داشتم تو این مسیر ،،یه روز پشیمون بودم و روز بعد خوشحال ،با همدیگه از جنگ رد شدیم ،از روزهای بی مهری آدم ه...
01/10/2025

🌱
حس حال عجیبی داشتم تو این مسیر ،،یه روز پشیمون بودم و روز بعد خوشحال ،با همدیگه از جنگ رد شدیم ،از روزهای بی مهری آدم ها
از تمام خستگی ها و خوشحالم که دو تا قلب داشتم و قلب تو منو
عاشق تر کرد ،هنوز ندیدمت ولی تو شدی ننه ی من
تو شدی تمام من 💙

#مهر #۱۴۰۴

🌱آسمان سقف تو شده استباران می‌آید و روی طاقچه های خالیه ات مینشید همان طاقچه هایی که روزی شمعی در آن روشن بود یا شاید کو...
29/07/2025

🌱
آسمان سقف تو شده است
باران می‌آید و روی طاقچه های خالیه ات مینشید همان طاقچه هایی که روزی شمعی در آن روشن بود یا شاید کودکی عروسک چوبیش را گذاشته بود ،حالا باد از لابه لای دیوار ها عبور می‌کند و سبزه ها فرش خانه شده اند ،کاش دیوارها حرف می‌زنند از آن شب های سردی که در شومینه چوب های هیزم به ترق ترق افتاده اند و صدای خنده ها و دستهایی که بوی مهربانی و نان می‌دادند.
اما آدم ها رفتند خانه ماند و خاطره ها
آدم ها می‌روند اما مهربانی هرگز نمی‌میرد......
حتی در سکوت یک خانه خالی ....❤️🌱

#صورتک #آدمک #قلات #مهربان

🌱همه چیز از همان‌جا تغییر کرد…از لحظه‌ای که جملاتِ مجهول، تبدیل شدند به جملاتِ شفاف.از همان روزی که به‌جای«امیدوارم بهتر...
27/06/2025

🌱
همه چیز از همان‌جا تغییر کرد…
از لحظه‌ای که جملاتِ مجهول، تبدیل شدند به جملاتِ شفاف.
از همان روزی که به‌جای
«امیدوارم بهتر شم»
گفتم:
«بهترش می‌کنم!»

برای تو که این روزها خسته ای ولی ته دلت
امید
داری.......

#۱۴۰۴

ننو💙🌱انگار دیروز بود که کنارش می‌نشستم، وصدای گرمش قصه‌های قدیمی را برایم تعریف می‌کرد. دست‌هایش با آن پوست نرم و چروکها...
17/03/2025

ننو💙🌱
انگار دیروز بود که کنارش می‌نشستم،
وصدای گرمش قصه‌های قدیمی را برایم تعریف می‌کرد.
دست‌هایش با آن پوست نرم و چروکهایش،گواه سال ها تلاش و فداکاری پر از مهربانی بود.
حالا او رفته است...
به جایی دورتر از دست‌های من،
اما هنوز حضورش را احساس می‌کنم.
در بوی نان تازه،
در نسیم خنک صبحگاهی،
در خنده‌های خانواده.
انگار او هنوز اینجاست
در هر چیزی که یادآور عشق و مهربانی‌اش باشد......
مادربزرگم هیچ‌گاه از زندگی شکایت نمی‌کرد،
همیشه قدردان لحظه‌ها بود و به من یاد داد که زندگی را ساده ببینم و از چیزهای کوچک لذت ببرم.
او با طبيعت دوست بود، گويى با درختﻫﺎ، ﮔلها و پرندهها
رازى داشت كه فقط خودش میدانستید. باغچهاش هميشه پر
از رنگ و زندگى بود.

ننو همیشه هستی در قلبم ❤️

🌱تراپیستی داشتم که وسط جلسه، وقتی داشتم اشک می‌ریختم و یکی از آن فجایع دردناک زندگی‌ام را شرح می‌‌دادم، خمیازه کشید و گف...
27/01/2025

🌱
تراپیستی داشتم که وسط جلسه، وقتی داشتم اشک می‌ریختم و یکی از آن فجایع دردناک زندگی‌ام را شرح می‌‌دادم،
خمیازه کشید و گفت: «توی این هوا، آش خیلی می‌چسبه».
ایستاده بود کنار پنجره‌ی اتاق کوچکش و عجیب نبود اگر هوای ابری آن بیرون برایش جذاب‌تر از زخم‌های شخصی من باشد.
آن لحظه می‌دانستم که دیگر این اتاق و تراپیست خوش‌اشتهایش را نخواهم دید. ولی از آن‌جا که آدم باید از همه اتفاق‌های زندگی‌اش درس بگیرد و از قطعی اینترنت و گرانی و خمیازه تراپیست به نفع رشد فردی‌اش استفاده کند، آن تراپیست هم به من درس بزرگی آموخت. جلسه اول ازم پرسید:
فرض کن طنابی توی دستت است که سر دیگرش را یک اژدها گرفته و بین‌تان یک دره است. اژدها مدام طناب را می‌کشد و تو به لبه پرتگاه نزدیک می‌شوی، چه کار می‌کنی؟ مثل آدم‌های احمق جواب دادم تا جایی که زورم می‌رسد، تلاش می‌کنم و طناب را می‌کشم. گفت ولی او یک اژدهاست و زورش از تو خیلی بیش‌تر است، چیزی نمانده تا سقوط کنی.
مستأصل نگاهش کردم.
گفت چرا طناب را رها نمی‌کنی؟ آن لحظه ناگهان روزنه‌ای به رویم باز شد، لابد دری به آگاهی. قاعده‌ها عوض شدند و اژدها خوار و خفیف شد. آن موقع طناب‌های زیادی توی دستم بود، هم‌زمان داشتم با چند اژدها طناب‌کشی می‌کردم. جنگیدن بیهوده، مقاومت باطل، تلاش هرز همین است.
پافشاری بر اتفاقی که نمی‌افتد، اصرار بر امر غیرممکن، وقتی می‌توانی طناب را زمین بگذاری. زور تو همیشه کفایت نمی‌کند، رها کردن ضعف نیست، پذیرش این نکته است که تو جنگجوی هر مبارزه‌ای نیستی و نجات یافتن گاهی در نجنگیدن است.

🌱آنکه تصمیم نمیگیرد محکوم است به حرکت نکردن، اشتباه نکردن، شکست نخوردن، ناراضی بودن، خشمگین بودن و این یعنی آرام آرام مُ...
22/12/2024

🌱
آنکه تصمیم نمیگیرد محکوم است
به حرکت نکردن،
اشتباه نکردن، شکست نخوردن،
ناراضی بودن،
خشمگین بودن
و این یعنی آرام آرام مُردن!

و آنکه تصمیم میگیرد محکوم است
به حرکت کردن،
اشتباه کردن، شکست خوردن،
پیدا کردن خودش
و ساختن ورژن جدیدی از خودش! و این یعنی آرام آرام زنده شدن!

#دریا #۱۴۰۳

🌱ایستاد.به آشوب دریا نگاهی کرد و به آرامش قایقی که در ساحل  خودش را سپرده بود به طنابی که میدانست به درستی از او محافظت ...
17/12/2024

🌱
ایستاد.
به آشوب دریا نگاهی کرد و به آرامش قایقی که در ساحل خودش را سپرده بود به طنابی که میدانست به درستی از او محافظت میکند.
طنابی که او را محکم نگه داشته بود.
دلش آرام شد…
دست یارش را گرفت و دوباره در امتداد دریا به مسیرش ادامه داد.

#دریا #شمال

🌱بله، این همان زنی‌ست که میخواستم تمام عمرم را با او سپری کنم. زنی که می‌توانم با او تنها باشم، بدون اینکه نگران ترسیدن ...
26/10/2024

🌱
بله، این همان زنی‌ست که میخواستم تمام عمرم را با او سپری کنم.
زنی که می‌توانم با او تنها باشم، بدون اینکه نگران ترسیدن یا مضطرب شدنش باشم.
با او صحبت کنم و درک شوم، بدون اینکه سرزنشم کند.
با او خوش بگذرانم، بدون اینکه برایم از فلسفه‌ی مفید بودن سخنرانی کند.
با او بخندم بدون اینکه به من تذکر دهد سنگین باشم.
با او گریه کنم بدون اینکه اشک‌ها را نقطه ضعف ببیند.
با او فریاد بزنم، بدون اینکه بخواهد خشم مرا بی ارزش کند.
با او برقصم و مست کنم، بدون اینکه بخواهد مرا شرمنده‌ی بی‌پروایی‌هایم کند.
با او در مورد شکل آن ابر کوچک، ساعت‌ها صحبت کنم، بدون اینکه نگران باشم قرار است حوصله‌اش سربرود.
با او در خیابان‌ها قدم بزنم و از تصویرش در قاب پنجره‌ها عکس بگیرم، بدون اینکه نگران ژست و لباس و تصویرش باشد.
این درست همان زنی‌ست که عاشقش هستم.

از مجموعه سفالینه های مادر بزرگ
تک نسخه🌻
art
#سفال

🌱صمیمیتِ واقعی دیدن و شنیدنِ آنچه که می‌گویند و نشانمان می‌دهند نیست، بلکه دیدن و شنیدنِ تمام آنچیزی‌ست که دوست یا یارما...
25/09/2024

🌱
صمیمیتِ واقعی دیدن و شنیدنِ آنچه که می‌گویند و نشانمان می‌دهند نیست، بلکه دیدن و شنیدنِ تمام آنچیزی‌ست که دوست یا یارمان سعی می‌کند با تمام وجودش پنهانش کند.
صمیمیتِ واقعی، حس کردن این جمله است: یک چیزی بین ما دیوار شده است، نمی‌دانم چیست و شاید لازم هم نباشد بدانم اما من کنارت هستم تا هر زمان خودت مایل بودی دیوار را بشکنیم تا بتوانیم دوباره یکدیگر را در آغوش بگیریم.
صمیمیت واقعی، دیدنِ دیوار کشیدن یک فرد و شنیدنِ جملاتی‌ست که بر زبان نمی‌‌آورد.
اگر میپرسید چطور دیوارهای یک فرد را بشناسیم و چطور ناگفته‌هایش را بشنویم به شما خواهم گفت که آدم‌ها با هزار داستان و رفتار به ما نشان می‌دهند که چه چیزهایی آنها را ناراحت می‌کند، چه چیزهایی آنها را دور می‌کند، چه چیزهایی آنها را افسرده می‌کند، و حتما اگر دقت کنیم متوجه خواهیم شد که چه چیزهایی می‌تواند آنقدر درد‌ناک باشد که دیگر توانایی صحبت از دردی که دارند را به طور کل از دست بدهند و چه چیزی آنقدر می‌تواند آنها را درهم شکند که بخواهند دیواری بسازند و پشت آن پنهان شوند.
و حتی راه بهتری هم وجود دارد، اینکه از آن شخص بپرسیم: چه رفتاری ممکن است باعث شود که خودت را مخفی کنی و از من فاصله بگیری؟
این سوال را در رابطه‌های صمیمانه‌تان تمرین کنید، جواب‌ها شما را شگفت زده می‌کند ‌ و آن وقت متوجه می‌شوید چقدر گاهی در پشت ظاهر صمیمانه‌‌ی روابطمان، فردی خسته، غمگین ‌و تنها نشسته که شما هرگز متوجه‌ی آن نشده‌اید چون هیچگاه با دقت از احوال درونی یار یا دوستتان پرس و جو نکرده بودید.

#شیراز #قلات #سفر

Address

Tehran

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Pazirik.art posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share