13/11/2022
🖤
آه مرهم جان! اگر نمیدانستیم خوانندهی خوبی هستی و شنوندهی بهتری؛ شاید این قلم، این قدمها را روی کاغذ بر نمیداشت! شاید مثل هر پاییز، رفتنت را میسرودیم و با تو و هر چه با تو آشناست - مثلا درد - دوباره پیمان میبستیم... 🍁
ولی اینروزها، حرفهایمان بد جور به پرده گوشهای سنگی کوبیده میشود. گفتارمان کفتری شده که باز، بامی باصفاتر از «شنیدن» تو پیدا نکرده...🎩
بگذار با زبان رمزی خاص خودمان حرف بزنیم! «حال همهی ما خوب است» مرهم جان! از همان خوبهایی که ورد زبانت بود! خوبیم و در انتظار ناممکنها. مثلا دلمان میخواهد کوچه را آب و جارو کنیم تا برگردی ولی چند روز است ردِّ رودی روی کوچهها مانده که به سادگی پاک نمیشود.❗
یا خیلی دوست داریم بغض رفتنت را گره بزنیم به پاییز تا در گلوی تقویم گیر کند و دیگر نیاید اما نمیشود! انگار پاییز به سالنامهی این سرزمین سنجاق شده و هربار درد جدیدی با خودش میآورد...🕊️
برایمان دعا کن مرهم جان! ما هشت بار دلتنگتر از پاییز هشت سال پیشیم. همهی دیوارها را شکستهایم و ایستادهایم کنار هم،یک خانواده شدهایم. هنوز عاشق واژهی «خانواده» هستی؟!
راستش را بخواهی،
تصویر کفشهایت که میدانیم هرگز دوباره آنها را نخواهی پوشید تا ابد اشکآور است ولی دیگر همهی زاویه دید ما نیست!
کم کم به جادهها نگاه میکنیم و حتی پی رد پایت میگردیم و کم کم در انتظار ناممکنها نخواهیم بود،به جایش انتظاری میکشیم که بعید به نظر نمیرسد: «انتظار رفتن خودمان به جای آمدن تو!» ❤️🩹.... ..
هشتگ اختصاصی :
..
ادیت ،متن و هماهنگی :
..