جمعه كُشي

جمعه كُشي نوشته: اسماعيل خلج
كاركردان: كامبيز بنان
٧مهر تا ٢ آبان ٩٣

31/01/2015

یادداشت من در باره ی نادیده گرفتن آثار پیشکسوتان ادبیات نمایشی در جشنواره ی فجر ..شنبه 11 بهمن ..خبرگزاری مهر.
لینک خبر : http://www.mehrnews.com/…/%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D…
گویا نباید نسبت به نویسندگان برجسته تئاترمان ادای دین کنیم
کامبیز بنان
شناسهٔ خبر: 2478294 شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۳
هنر > تئاتر
کامبیز بنان کارگردان و بازیگر تئاتر که طی 2 دوره اخیر جشنواره تئاتر فجر با آثاری از اسماعیل خلج و زنده‌یاد محمود استادمحمد متقاضی حضور بود، طی یادداشتی از بی‌توجهی به نویسندگان شاخص تئاتر گله کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، در یادداشت این کارگردان و بازیگر تئاتر چنین آمده است:
«سال گذشته وقتی نمایشنامه «جمعه‌کشی» اسماعیل خلج در مرحله بازخوانی متون جشنواره فجر رد شد، برای اجرای آن مصمم شدم. همان روزها با این‌که در دلم از معطلی دوباره مراحل شرکت در جشنواره خوشحال بودم، فکر می‌کردم آیا نمی‌شد حتی برای ادای دین و احترام به پیشکسوتی مثل اسماعیل خلج و نمایشنامه خوبش که از بهترین آثارش است، قبولش می‌کردند و بعد به بهانه طراحی و اجرای بد من از دور خارج می‌کردند؟
تعلق خاطرم به نمایش ایرانی آن هم از نوع ناب و تکرارنشدنی‌اش و یادآوری دوران طلایی کارگاه نمایش و شناساندن آثار برجسته تاریخ ادبیات نمایش کشورمان به نسل تازه ـ در حد توان ـ اصرارم را برای اجرای «جمعه‌کشی» دوچندان کرد تا آنجا که پس از دو نوبت بازبینی، نمایش را مهرماه امسال روی صحنه بردم، ولی قصه وسوسه حضور در جشنواره ادامه داشت و هم‌زمان با اجرای «جمعه‌کشی»، نمایشنامه «سید دلبر» نوشته زنده‌یاد محمود استادمحمد را به جشنواره سی‌وسوم ارائه دادم. البته حدس می‌زدم این کار هم به سرنوشت «جمعه‌کشی» دچار بشود اما گمان می‌کردم با تغییر احتمالی سیستم اجرایی جشنواره، شانس حضور داشته باشم که پس از اعلام نتایج دوباره در عین ناباوری نام «سید دلبر» را در بین آثار منتخب ندیدم.
در عوض متونی از دوستان و همکارانی قبول شده بود که حتی می‌شد تاریخ اجرای عموم آنها را هم پیش‌بینی کرد! به هر صورت امسال هم اثر دیگری از گنجینه نمایش ایرانی پذیرفته نشد تا این پرسش در ذهنم باقی بماند که چرا میدانی به این وسعت فقط در اختیار نسل تازه نویسندگان قرار می‌گیرد؟ آیا هرگز دیگر نباید نسبت به نویسندگان برجسته کشورمان ادای دین کنیم؟ یادم می‌آید شبی از شب‌های اجرای «جمه‌کشی» در فرهنگسرای نیاوران که برحسب اتفاق مورد استقبال و توجه تماشاگران قرار گرفته بود، دوستی پس از اجرا آمد و گفت «من در دبیرخانه جشنواره فجر فعالیت دارم. توصیه می‌کنم این نمایش را برای شرکت در بخش مرور جشنواره سی ‌و سوم فجر ارائه بده»، من هم بعد از پایان اجراها 4 نسخه از فیلم را تحویل دبیرخانه دادم، ولی در کمال بهت و ناباوری ـ این‌بار از نوع حادـ متوجه شدم کار را رد کرده‌اند! یعنی کاری را که به توصیه خودشان ارائه داده بودم، رد کردند!
امروز پس از گذشت یک هفته از شروع جشنواره و شنیدن اخبار عجیب‌ و غریب از اجرای کارهای دوستان، پرسش‌هایی در ذهنم پیش آمده که نمی‌دانم پاسخش را چه کسی باید بدهد؛ پرسش‌هایی که بی‌شک این روزها در ذهن خیلی از دوستان دیگر هم پرسه می‌زند اما مطمئنم هرگز هیچ کدام‌مان به پاسخ قانع‌کننده‌ای نمی‌رسیم و تنها شاهد حضور دوستان مشخصی در سالن‌های تئاتر شهر در سال پیش رو خواهیم بود. شاید این واقعی‌ترین پاسخ پرسش‌های تکراری ما باشد.
کامبیز بنان/ هشتم بهمن 93، مصادف با سال‌روز اجرای نمایش «وقتی دنیا سبز بود» در جشنواره سی ‌و یکم؛ نمایشی که هرگز سالنی برای اجرای عموم به آن تعلق نگرفت.»

به یاری خدابه زودینمایش (پای سیب با دارچین اضافه)بر اساس طرحی که مدتها ست ذهنمو درگیر کرده.قصه ی امروز همه ی ما.
16/01/2015

به یاری خدا
به زودی
نمایش (پای سیب با دارچین اضافه)
بر اساس طرحی که مدتها ست ذهنمو درگیر کرده.
قصه ی امروز همه ی ما.

وقتی به لطف یه با معرفت چند تا از جمعه کش های قهار بعد دو ماه همو میبینن...مرسی کوروش .
11/01/2015

وقتی به لطف یه با معرفت چند تا از جمعه کش های قهار بعد دو ماه همو میبینن...مرسی کوروش .

حسین عزیزبه بهانه ی زادروزت می خواهم کمی مجیزت را بگویم . یادش بخیر , سال 79 بود که باهم در تاتر هم بازی بودیم و آن روزه...
05/01/2015

حسین عزیز
به بهانه ی زادروزت می خواهم کمی مجیزت را بگویم . یادش بخیر , سال 79 بود که باهم در تاتر هم بازی بودیم و آن روزها سوای دوستان و اساتیدی که در کنارشان کار می کردیم چه گرم و صمیمی بودی برای ما جوان های آن روز و دیگر دوستان. صمیمی بودنت نه برای لودگی کردن که برای هدایت فضای خشک و دسته بندی شده ای بود که معمولا همه جا شاهدش هستیم . واین دوستی و رفاقتت واقعی ترین بود زمانی که بی دریغ آمدی و دستم را گرفتی وقتی قرار شد یک نمایشنامه خوانی خیریه داشته باشیم..آن هم بعد از 13 سال. و باز هم قصه ی بودنت که همیشه پشت گرمی بود برایم و باز به همانجا ختم نشد . و حالا برای اجرای همان کار...انگار هر چه کار سخت تر می شد عزم تو برای ماندن جزم تر. آمدی, (ماندی) و ماندنت درسی بود برای خیلی از ما که پر از ادعا و درک شرایط تاتر هستیم!
چقدر لذت بخش است مجیز کسی را گفتن که میدانی با خیلی ها فرق دارد بی اینکه حرفش را بزند.
مطمئنم موفقیتت حاصل نگاه انسانی ات و دل مهربانت است و امروز قشگنترین آرزوهایم را بدرقه ی شروع دوباره ات می کنم.
همیشه گی باشی برادر بزرگم...رفیقم.. و مرد مهربان.
زادروزت مبارک.

06/12/2014

نه چتر داشتی
نه روزنامه
نه چمدان
از کجا می فهمیدم مسافری؟؟

و باز هم جمعه...
04/12/2014

و باز هم جمعه...

همه روزها جمعه کشی هستشهمه روزها کشدار هستنلعنت به این خمیازه های کشدار...
02/12/2014

همه روزها جمعه کشی هستش
همه روزها کشدار هستن

لعنت به این خمیازه های کشدار...

این جمعه از صبحش زمستون بودزمستونه صداصدابلاخره این جمعه مارو کشت
14/11/2014

این جمعه از صبحش زمستون بود
زمستونه صدا
صدا

بلاخره این جمعه مارو کشت

کهنه , ساده, بی ادعا , اما چنگی ست بر دل که پس از سالها شنیدن و دیدنش هنوز زخمی می کند جای زخمهای خشک شده ی دل را که دل ...
09/11/2014

کهنه , ساده, بی ادعا , اما چنگی ست بر دل که پس از سالها شنیدن و دیدنش هنوز زخمی می کند جای زخمهای خشک شده ی دل را که دل دل می زنند برای سر باز کردن در پس کوچه های خاطره. پلان های خاک گرفته ی روزهای خاکستری , روزهایی که ندیده ام , ولی مطمئنم که بوده ام و حسشان کرده ام.
و صدا , صدایی که بوده و هست ... وخواهد بود . دشنه ی این صدا انگار هر چه کهنه تر شود , تیز تر و کاری تر می شود و وقتی توی جانت می پیچد , دلت می خواهد چانه انداختنت کنج همان کوچه های خاک گرفته ی آن روزها باشد.
نه اینجا!
از این روزها , این آدمک ها, این کوچه ها....
ب ی ز ا ر م

کامبیز بنان

(صدای فریدون فرغی ) در فیلم یاران
تن به سایه نمی دم
من پر از روشنی ام
گوش بده معصوم من
من پر از گفتنی ام
یه شب شرجی گرم
توی گوش کوچه ها
می پیچه صدای من
که بیا....

https://www.youtube.com/watch?v=U4uyPNJsLso

صدای فریدون فروغی در فیلم یاران - ١٣٥٣

08/11/2014

با تو
جمعه ها
عصر ندارد

رسول ادهمی

07/11/2014

وقتی گریه م می گیره...
هنوزم امیدوار می شم...
که جون دارم ...

گوزنها (سید)

Address

فرهنگسراي نياوران/سالن گوشه
Niavaran

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when جمعه كُشي posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share