10/09/2025
(سِن)
فردا میشود یک سال (دیگر)! ..
سنم رفت بالا و منهم میروم بالای سن.
به میانه راه رسیدهام. آن بالا چه خبر میتواند باشد؟ با خود تصور میکنم که رسیدهام به آن بالا و دیگران را از بالا نظاره میکنم..
گمان کنم که آن بالا برای "من" هیچ خبری نیست؛ ولی برای "ما" هست. (رقص وحدت)
یاد خدای ساکن در آسمان افتادم. وقتی با او صحبت میکنیم، به بالا نگاه میکنیم ولی وقتی با کسیکه نزد او رفته است صحبت میکنیم به پایین نگاه میکنیم!
مگر نه اینست که《همه از خداییم و به سوی او باز میگردیم》؟
مگر نه اینست که (اکثر) مردم باور دارند که خدا آن بالاست؟
پس کسی هم که به سوی او بازگشته، آن بالاست و برای صحبت با او هم باید به بالا نگاه کنیم! .
اگر بیشتر بخواهم خودم باشم، باید بگویم: من خدا را در قلب خود میبینم. پس آنکه به سوی او بازگشته است هم در قلبم ساکن است....
البته بعضی قلبها هم حکم کاروانسرا را دارند و آمد و رفت به آنها تعدد دارد!!
در پایان ۳۵ سالِ اول تصمیم گرفتهام در این یک پله بالاتر، کاروانسرا را به اقامتگاه تبدیل کنم و روی سر درِ آن بنویسم " از پذیرش افراد موقت معذوریم. "
رویا دولتداد ۱۳۹۹/۱۲/۰۴
#سن #فردا #قلب #وحدت #رقاص #خدا #آسمان #کاروانسرا #اقامتگاه