05/06/2026
در روزهای اخیر بیننده رسانههای مختلف خبری و اجتماعی هستیم که کلاهبرداری گولد بی اس را بازتاب میدهند، اما سوال اینجاست: شما رسانهها زمانی که این کلاهبرداری جریان داشت کجا بودید؟
کاش همان روزها، در میان خبرهای جنگ، انفجار و درگیری، چند دقیقه هم برای آگاهی دادن به مردم وقت میگذاشتید. این ملت دنبال یک منبع معتبر بود؛ جایی که بتواند به آن اعتماد کند، نه فقط به حرف این و آن.
میگویند:
«چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.»
اما افسوس که بسیاری از رسانهها حتی آن چراغ کوچک آگاهی را هم از مردم دریغ کردند.
سالها پیش درباره شبکه «ایران بیمرز» و فرد کلاهبرداری که هنوز هم با وعده ویزای آلمان، آمریکا، استرالیا و هر کشوری که تصور کنید، پول مردم را با فریب و نیرنگ میگیرد، متنی نوشتم و برای صفحه «Afghanistan My Passion» فرستادم تا نشر کند.
تشکر از ادمین آن صفحه که در آن زمان این مسئولیت را پذیرفت.
کاش کامنتهای مردم در آن روزها را میدیدید؛ مردمی که تشکر میکردند چون نزدیک بود پول قرض، پول تداوی خانواده، پسانداز چندین ساله و حتی طلای همسرشان را در جیب یک انسان بیوجدان بریزند.
«خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا میرود دیوار کج»
مشکل اینجاست که مردم ما، وقتی یک فرد باتجربه یا آگاه هشدار میدهد، سخنش را به حسادت و تنگنظری تعبیر میکنند. اما وقتی فاجعه رخ میدهد، تازه حقیقت آشکار میشود.
گرچه درباره کلاهبرداری «Gold BS» باور دارم بسیاری از افراد آگاهانه وارد شدند و میدانستند روزی این پلتفرم بسته خواهد شد؛ با این تصور که «تا آن زمان اصل پولم را میگیرم» یا «من زرنگتر از بقیه هستم».
اما در این میان، خانوادهها و افرادی هم بودند که تنها به اعتمادِ اقوام تحصیلکرده، دوستان فهمیده و آدمهای به ظاهر آگاه وارد این باتلاق شدند. باورشان این بود که: «اینها درسخواندهاند، پس اشتباه نمیکنند.»
واقعیت این است که انسانِ تشنه، برای رسیدن به یک قطره آب، گاهی دست به هر کاری میزند؛ خود را به خطر میاندازد، منطقش را کنار میگذارد و ذهنش هزار توجیه میسازد تا به نحوی به آن جرعه آب برسد.
اما کسی که سیراب است، بهسختی حاضر میشود خود را در معرض خطر قرار دهد؛ چون نه عطشی دارد و نه نیازی.
مردمی که درگیر فقر، بیکاری، مهاجرت، ناامیدی و هزار مشکل دیگر هستند، وقتی روزنهای حتی اگر فریب باشد در برابرشان ظاهر شود، طبیعیست که به سویش کشیده شوند.
پس پیش از آنکه مردم را سرزنش کنیم، باید عطش و درماندگیشان را درک کنیم.
«شکم گرسنه، عقل و منطق نمیشناسد.»
پند آخر:
حالا که همهچیز گذشته، لااقل بخاطر این کلاهبرداریها دوست از دوست نرنجد، برادر از خواهر دلگیر نشود و خانوادهها از هم نپاشند.
از حق نگذریم، بیشتر مردم میدانستند این پلتفرم روزی سقوط خواهد کرد؛ فقط هرکس فکر میکرد قبل از فروریختن سقف، خودش بیرون میرود.
و جالبتر اینکه همین حالا هم این پلتفرم برای آزادسازی پول مردم، از کاربران ۲۰ درصد کمیشن یا کارمزد میخواهد!
مثل خونآشامی که پیش از فرار، میخواهد آخرین قطره خون را هم بمکد و بعد، صحنه را ترک کند...
«مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد»
کاش اینبار، این ترس باعث آگاهی شود؛ نه فراموشی.
به قلم: م. یوسفی